تاریخچه فال قهوه

فال قهوه یکی از روشها پرطرفدار فال‌گیری و پیشگویی با استفاده از ته‌مانده قهوه نوشیده شده است. معمولاً برای این کار از قهوه ترک استفاده می‌کنند.

فال‌گیری با قهوه در کشورها و مناطق جهان رسم و راه گوناگونی دارد ولی عموما به این ترتیب است که بخش بیشتر مایع قهوه را می‌نوشند و مخلوط غلیظی از قهوه و آب در ته فنجان می ماند. فنجان را روی نعلبکی بر می‌گردانند. پس از مدتی آن را بر می‌دارند و فالگیر به شکل‌هایی که در ته فنجان درست شده نگاه می‌کند و با اشاره به شکل‌ها که آن‌ها را به انسان و حیوان و درخت و چیزهای دیگر تشبیه می‌کند نکاتی را در مورد زندگی و گذشته و حال و آینده کسی که قهوه را خورده بیان می‌کند.

 تاریخچه فال قهوه

قهوه نوشیدنی 70% مردم دنیاست،و بسیاری از ملل از دیرباز به خواص گوناگون آن واقف بوده اند.

خاصیت آرام بخشی و تسکین آن از این ماده،نوشیدنی اصلی و مهم مجالس پذیرایی را ساخته است.ضمن نوشیدن قهوه نوعی سرگرمی و تفنن ابداع شد که به آن فال قهوه نام داده شد.

قهوه بدلیل داشتن مواد غیر حلال و جامد همیشه مقداری ته نشین دارد و از آنجاییکه رسوب این مواد به شکلها و تصاویر مختلف شباهت دارد،به نحوی ارتباط بین سرنوشت نوشنده قهوه و این تصاویر،انگاشته و از اینجا قواعد فال قهوه پیدا شد.

تغییر این شکلها نوعی آینده بینی به حساب آمده که بین ملل نوشنده قهوه بسیار رایج و جاری است،حتی مجامع و مراکز و انجمن ها و نشریات مربوط به آن دایر گردیده است.

اساس فال قهوه به اشکال مورد مشاهده در فنجان قهوه مربوط می شود،لکه ها و سایه ها به شکلها نسبت داده شده و برای هر شکل تعبیر خاص قائلند.

در بین اشکال مشاهده شده صورتهای بروج دوازده گانه و بروج فلکی از اهمیت بیشتری برخوردارند.برای پسشگویی دقیق تر فال بیننده می بایست به تفاسیر مربوط به این بروج نیز آشنایی داشته باشد.

باید توجه داشت که شکل بروج می بایست در فنجان تقریبا مشخص بوده باشد.البته وضوح تصاویر در بقیه موارد آنچنان اهمیتی ندارد ولی شکل بروج و نشان دهنده ذات و ساخت درونی فرد می باشد و می بایست واضح و روشن باشد.در تفسیر فنجان شکلهای تیره ملاک می باشند ولی بعضی افراد به اشکال سفید نیز توجه می کنند.

معمولا ته فنجان را در محل دل و پیرامون محل وقوع حوادث و وقایع می دانند؛طول تصاویر نشانه طول واقعه است؛از کف فنجان تا لبه آنرا طول یک عمر به حساب می آورند؛مثلا اگر آبشاری دیدید که ارتفاع آن تا بیه فنجان آمده باشد نشان دهنده این است که موفقیت تا آخر عمر ادامه دارد؛اگر وسط دیواره فنجان باشد موفقیت تا نیمه زندگی ادامه خواهد داشت.

مقدمات لازم برای فال قهوه

الف-وسایل مورد نیاز برای فال قهوه

1- قهوه

قهوه لازم برای فال بینی قهوه ای مخصوص می باشد که می بایست مقداری ناخالصی یا دُرد به اندازه لازم دارا باشد و  با قهوه نوشیدنی فرق دارد.پس دقت شود که قهوه فال گیری که به قهوه ترک معروف است تهیه گردد.

 

2-قهوه جوش

قهوه جوش می بایست ساده و بقدر کافی جادار باشد و حتی الامکان دهانه آن تنگ و جنس آن فلزی و هر چه کهنه تر و قدیمی تر باشد بهتر است.

 

3- فنجان و نعلبکی

فنجانهای خیلی کوچک مطلوب نیست و می بایست فنجانهای متوسط با ساخت ساده انتخاب شود و دارای لبه بلند باشد.از انواع چینی ساده و هر چه  قدیمی تر مطلوب تر است.

 

4-آتش

آتش طبیعی از سوختن ذغال و هیزم ترجیح داده می شود ولی نوع آتش زیاد مورد توجه نیست.

 

5-شکر یا قند

شکر یا فشرده برای هم شیرین کردن قهوه که طعم تلخ دارد و هم برای قوام آمدن دُرد قهوه لازم است.

 

6-سینی

سینی قدیمی شکل دار فلزی مطلوبترین سینی فال قهوه می باشد

 

ب-طریقه درست کردن قهوه

به اندازه هر نفر یک قاشق پر مربا خوری قهوه در قهوه جوش ریخته و به اندازه هر یک قاشق قهوه یک فنجان قهوه،آب، و به اندازه هر تعداد قاشق نصف آن شکر اضافه می کنیم.

خوب هم می زنیم و روی آتش می گذاریم با حرارت کاملا ملایم و چند بار آن را بهم می زنیم تا کف بالای آن جمع شود به این کف (خامه قهوه) می گویند در این لحظه قهوه جوش را از روی آتش بر می داریم و طوری در فنجان ها می ریزیم که بطور یکسان در تمام فنجان ها خامه قهوه هم ریخته شود.

 

ج-طریقه فال گیری

قهوه را بنوشید ولی بگذارید دُرد آن در ته فنجان باقی بماند؛نعلبکی را روی آن گذاشته با دو دست سریعا به طرف خود برگردانده و روی میز بگذارید و تامل کنید تا کمی خشک و ثابت شود،سپس فنجان را برداشته تصاویر و سمبلها و نشانه های موجود در آن را شناسایی کرده و مطابق اشکال موجود در سایت پرشین فال شرح داده شود.البته شکلهای موجود در قهوه خیلی دقیق و روشن نیستند ولی بیننده پرتجربه به راحتی می تواند تشابه آنها را با اشکال موجود در سایت تشخیص دهد.

 

 

 

 

معانی فال قهوه

 
 

از اعصار گذشته مردم علاقه مند بودند که آینده را پیش بینی کنند لذا برای این منظور اقوام مختلف علوم متنوعی را خلق کرده اند مانند ستاره شناسی ، تعبیر خواب ، طالع بینی ، فال قهوه ، روانشناسی رنگها ، کف بینی ، عدد شناسی ، تاروت وئی جینگ و غیره که کم هم نیستند فال قهوه هم یکی از این علوم به شمار می رود و معایب و مزایا زیر را دارد : مسلم است که از لحاظ پیش گوئی هر گز نمی توان از فال قهوه انتظار مثلا تعبیر خواب را داشت و لی فال قهوه را میتوان هر روز و هر لحظه به دلخواه گرفت و جالب اینکه هر بار هر فنجان بردارنده حالت روحی همان لحظه است که شما دارید و بجز یک سری احتمالات ثابت که گویای حالات و روحیات طرف است ، میتوان برای هر نوع تصمیم گیری و یا هر برنامه ای که تدوین یافته فالی گرفت و از کم و کیف آن اطلاعاتی بدست آورد ضمن اینکه در عین حال جنبه تفنن و تفریح آن بسیار است در این قسمت شما براحتی میتوانید فال قهوه بگیرید فقط ابتدا باید روش درست کردن قهوه را فرا بگیرید و سپس نحوه ایجاد نقشها با قهوه در ته فنجان را بیاموزید و آنگا با نگاهی دقیق به ته فنجان تعبیر نقشهای ایجاد شده را بیابید:


 

تاریخچه یوگا

 

یوگا از ريشه کلمه سانسکريت يوج (Yuj) به معنی اتحاد و يکی شدن گرفته شده است.

یوگا راهی است که در آن نيروهای درونی انسان اعم از جسمی، روانی و روحی، پرورش ميابند و پس از شکوفايی بين آنها توازن و تعادل برقرار میشود؛ اين توازن و تعادل به نوبه خود فرد را به وحدت با جهان هستی و خالق جهان هدايت خواهد کرد.

یوگا ورزشی کم هزینه و کارامد که به تسلط بر روان و اعصاب کمک کرده و شادابی و نشاط را به ارمغان می آورد .

یوگا ورزشی جسمی و روانی میباشد که در شبه قارهٔ هند و توسط هندوها بوجود آمده‌است ، ریشه یابی دقیق این ورزش که توسط چه شخصی و دقیقآ چگونه بوجود آمده کمابیش ناممکن است چرا که تاریخ شکل گیری یوگا به سالهای بسیار دور برمیگردد.

باكنترل تنفس و نـگاه داشـتـن بدن در وضعيتهاي ثابت يا همان "آساناس" یوگا ايجاد توازن و هارمونی ميكند.

به هرحال یوگا سحر و جادو نيست ، يوگي ها "اساتيد يـوگـا" قادر به ناپـديـد شدن و يا بـلـنـد شـدن از روي سـطح زمـيـن نيستنـد امـا آنها ميتوانند كارهاي غير عادي و شـگفت آور مـتـعـددي هـمچـون نـگاهـداشتن نفسهايشان براي سـاعـتـها و يـا كند كردن ضربان قلبشان به منظور تقليد حالت مرگ، انجام دهند.

یوگا با قدمتی چند هزار ساله، درمشرق زمين متولد شد اما امروزه در اقصی نقاط دنيا گسترش يافته است.

 

 

تمرينات یوگا

تمرينات یوگا شامل 5 عنصر كليدی ميباشد

۱. تنفس مناسب     ۲. تمرين      ۳. تمدد اعصـاب

۴. رژيـم غذايي     ۵. تفكر مثبت و تعمق یعنی مديتيشن

 

تمرينها و يا آساناس به قـصـد بـرطـرف كردن گرفتگي عضلات, استحكام اندامهاي داخلي و بهبود انعطاف پذيري مـفاصل و ربـاطـهـای بدن طرح ريزي شده اند

 

 

 اهداف یوگا

اهداف یوگا را میتوان به صورت زير خلاصه کرد

» داشتن حسن خلق و ارتباط درست با خود و ديگران   » آموختن اصول بهداشت ذهنی و روانی

» صلح درونی   » دوستی و خير خواهی نسبت به ديگران   » پاک سازی درونی   » تعالی معنوی
 

 

 

 يوگای عملی

يوگای عملی از ۸ رکن اساسی تشکيل میشود

۱. ياما Yama : تعليم چگونگی رفتار اجتماعی : صداقت ، راستگویی ، امانت داری ، تعدیل تمایلات جنسی ، عدم حسادت ، احترام به حقوق دیگران ، خودداری از فریب و نیرنگ ، ایجاد روابط دوستانه و آزار نرساندن به ديگران

۲. نياما Nyama : تعليم انتظامات فردی : نظم در کارها ، پاک نگاه داشتن جسم و روان ، قانع بودن ،از خود یا ديگران انتظارات متناسب داشتن ، آرام و شجاع بودن ، در مقابل مشکلات زندگی پايداری کردن ، شناخت ضعفها و توانايیهای خود ، رضایت و تسليم در برابر خواست خدا

۳. آسانا Asana : تعليم حرکات جسمی و نرمش های يوگا : انجام حرکات ويژه يوگا به صورت منظم و درست، در راستای ايجاد و حفظ سلامت جسم و روان

۴. پراناياما Pranayama : تعلیم کنترل تنفس : کنترل بخش های گوناگون تنفس شامل دم، بازدم و زمان حبس نفس برای اثرات مثبت گوناگون در بدن و کمک به تمرکز افکار و حفظ سلامت

۵پراتياهارا Pratyahara : تعلیم کنترل ذهن از خواهش های نفسانی : پاکی ذهن از خواهشها، کشمکش ها و اضطراب ها برای آغاز تمرکز درونی و تعالی روحی ، هوشیاری در برابر دريافت ها و واکنش های خود در برابر محرک های بيرونی و کنترل انها ، مثبت نگری به وقايع بيرونی برای کسب انرژی روحی و روانی

۶. دهارانا Dharana : تعلیم تمرکز فکر و توجه کامل روی فعاليت ها : رهایی از تنش ها و اضطراب ها برای تمرکز هرچه بيشتر روی اعمال و افکار و شکوفایی بيش از پيش استعدادهای درونی

۷. دهيانا Dhyana : تعلیم خلاء ذهنی و مديتيشن : قرار دادن ذهن در نوعی خلاء ويژه برای ذخيره سازی انرژی روانی و امکان رشد توانايی های ذهنی و رسیدن به وحدت با کائنات

۸سامادهی Samadhi : بالاترين مرحله يوگا : وصل، پيوستن و يکی شدن با خالق مترادف است ، در اين مرحله ديگر سالک ميان خود ، خدا و هستی هيچگونه جدايی نمیبيند
 
 

 

فلسفه یوگا
 

یوگا دارای ابعاد فلسفی و در عین حال کاربردی میباشد و به گفته کارشناسان این ورزش، فلسفه یوگا با روح درونی انسان، گیتی و چگونگی ارتباط و پیوستگی این دو سروکار دارد.

تمرینات یوگا میتواند روح انسان را تقویت کند و آن را به آفریننده جهان هستی نزدیکتر کند تا بدین صورت انسان از لحاظ روحی، درک بیشتری به خود و خدای خود داشته باشد.

یوگا شناختي مستقيم و بي واسطه از ژرفاي هستي خويش و هماهنگي با قوانين طبيعت است و اين معرفت شهودي در پي سلوكي پيگير و عشقي صادقانه حاصل ميشود. 

در پي اين سلوك ، فرد تسلطي همه جانبه بر قواي تن ، احساسات و افكار خود پيدا ميكند و در نهايت ميتواند خود را از حیطه تغيرات احساسي و نگرانيهاي فكري فراتر برده ، در عمق قلب خود قرار يابد ، جايي كه تلاطمات فكري و محيط خارجي قادر نيست تاثيري بر آن داشته باشد.

در مورد واژة یوگا اختلافاتي ديده ميشود و آن را به معاني : اتحاد و وصال ، رؤيت و نظارت و كنترل و به زير يوغ آوردن به كار برده اند.

نه تنها در مورد ريشة واژه یوگا اختلافاتي ديده ميشود ، بلكه در تعاريف و توضيحات مشروحی كه درباره يوگا در متون گوناگون آمده نيز تفاوتهايي وجود دارد و اين در حالی است كه متون كهن و مختلف يوگا ، تعاريف متنوع يكديگر را تأييد كرده اند.

ولي در واقع هيچ تعريف مشتركي پيرامون اين تجربه عميق ارائه نشده است و ظاهراً در اكثر موارد ، زاويه ديد اساتيدی كه یوگا را تعريف كرده اند با يكديگر متفاوت بوده است.

یوگا تعريفي از يك گروه محدودي از تمرينات يا حالت معيني نيست ، بلكه بيشتر اشاره به مجموعه اي از فنون ، از ساده تا بسيار پيشرفته و احوال باطنی مختلف و در واقع يك سير و سلوك كامل دارد.

روشن بينان و دانايان بسياري بويژه در هند ، در پس سالها تزكيه نفس و مراقبه هاي ژرف ، حالاتي متفاوت از آگاهي را كشف و تجربه كردند ، مجموعه اين حالات و فنون و تعاليمی كه براي درك و وصول به اين احوال توسط آن مردان خردمند طراحي و دريافت شد یوگا خوانده ميشود.

هر كدام از اين خردمندان ، جنبه هايي خاص از اين معرفت گسترده را مورد توجه قرار داده و براساس آن تعريفي ارائه كرده اند ، البته اين تعاريف از هم بيگانه نيستند ، آنها تماماً در حول خودشناسي و بالا بردن توان فردي و توسعه آگاهي متمركز ميباشند .

ولي برخي روش اين علم و بعضي غرض از اجراي اين فنون و گروهي نيز غايت اين تعاليم را توصيف و تشريح كرده اند بنابر اين براي درك بهتر از اين معرفت گسترده و نه چندان روشن ، مطلوبتر آن است كه اين تعابير مختلف را در كنار هم گذاشته و از همة آنها بهره بريم.

 

 

سير تحولات يوگا  

سير تحولات يوگا را به لحاظ تاريخی ميتوان در ۵ مرحله بررسي كرد

۱. عصر ودايی ( Vedic Yoga )
 
۲. دوران پيش از كلاسيك ( Preclassical Yoga )
 
۳. دوران كلاسيك ( Classical Yoga )
 
۴. دوران بعد از كلاسيك ( Post Classical Yoga )
 
۵. دوران مدرن ( Modern Yoga )
 

  

بررسی دوران تحولاتی یوگا

۱. عصر ودايی ( Vedic Yoga ) : هر چند در اين دوران مستقيماً از واژة يوگا نشاني نميابيم، ولی پنداره‌های قابل استنادي در متون ودايي يافت ميشود و منظور از متون ودايي چهار جنگ كهن به نام‌هاي زیر است:

ریگ‌ودا Rig veda  /  ساما ودا Sama V  /  ياجور ودا Vajur V   /  آتاروا ودا Atharva V

در واقع كهن ترين متون مكتوب و ادبيات بشري همین کتاب‌ها هستند و طي تحقيقات باستان شناختي در دو دهة اخير سرآغاز تمدن در هند از هفت هزار سال پيش از ميلاد از ناحيه اي نزديك به دهكده مهرگر ( Mehrgarh ) آغاز شده است .

در هزاره سوم پيش از ميلاد منجر به ساخته شدن شهرهاي بزرگ و مهمي مثل موهنجو دارو (Mohenjo daro) هاراپا ( Harappa) و دلاويرا (Dholavira) شد.

 

۲. دوران پيش از كلاسيك ( Preclassical Yoga ) : اين تمدن از شرق گنگ به طرف افغانستان و از ايران به سوي بمبئي توسعه يافت و تمدن كهن را عموماً به نام تمدن ساراسواتي (Sarasvati) ميشناسند.

طبق نگرشهاي ودايي شعور ناب و وجود متعال كه خالق هستي از روي عشق و مهر بوده است "وداها" را به نوع بشر آموخت تا چگونگي زيستن در همسويي با قوانين "دارما" حفظ شود.

به اين معنا "وداها" در قلب خود مفهوم "يوگا" را در بر دارند هر چند كه تنها از طريق واژگاني چون "تاپا" (Tapah) در اين دوران به يوگاي اصطلاحي نزديك ميشويم.

براي درك بهتر و كامل وداها ريشی ها ، ودانگا (Vedanga) را بمنظور فهم و استفاده از وداها ارائه كردند.

آنگا (Anga) به معناي شاخه و بخش است پس ودانگا يعني اجزاء و شاخه هاي ودا كه شامل موارد زیر میشود:

Kalpa - Shiksha - Vyakarana - Nirukta - Jyotisha - Chandas

از طرفي زمينه ديگري از آموزشهاي ودايي به نام اوپاودا (Upaveda) نيز به منظور استفاده کاربردی از وداها شكل گرفت كه شامل موارد زیر بود :

Ayurveda (طب ودايي) - Dhanur Veda (ورزش رزمي ودايي) - Sthapatya Veda (معماري ودايي) -Gandharva Veda (موسيقي ودايي) -  Upanishad (متون اوپانيشاد) - Bhagavad Gita (باگاواد گيتا)

در اين دوران به صراحت واژة يوگا و ابعاد عملي يوگا قابل بررسي است و مهمترين پيام اين دوران شناسايي آتما ( Atma ) و برهما ( Brahma ) و طريق همسويي بين آن دو از طريق سلوك و معرفت است.

از ديگر دستاوردهاي مهم اين دوران طبقه بندي سه گانة آگاهي بشري و امكان استقرار و يگانگي در آگاهي(Chatur Avasthanam) يكپارچه است.

 

۳. دوران كلاسيك ( Classical Yoga ) : در اين دوران خلاصه و زبده تمام آموزه هاي يوگايي تا آن زمان در متني به نام يوگا سوترا Yoga) Sutra) توسط حكيم و يوگي نامدار هند، پاتانجلي، گردآوري و تدوين شد.

به همين دليل اين دوران را به نام دوره پاتانجلی يا دوره يوگای هشت مرحله ای نيز ميشناسند ، يكي از مهمترين دستاوردهاي اين دوران طبقه بندي راه عملي يوگا به هشت مرحله است:

ياما Yama - نياما Nyama - آسانا Asana  - پراناياما Pranayama - پراتياهارا Pratyahara - دارانا Dharana - ديانا Dhyana - سامادي Samadhi

 

۴. دوران بعد از كلاسيك ( Post Classical Yoga ) : در اين دوران يوگی ها سعی در ارتباط بيشتر با مردم دارند و در نتيجه آموزه های خود را نيز قابل فهم‌تر ارائه كرده اند.

از مهم ترين متون در اين دوران ميتوان به هاتا يوگا پرادي پيكا Hatha Yoga Pradipika، گراند سامهيتا  Ghrand Samhita ، شيوا سامهيتا Shiva Samhita اشاره كرد.

در اين عصر تعاليم عملي تر و قابل فهم تر يوگا مثل "هاتا يوگا" گسترش يافت و به موازات آن گروه‌ها و سنتهاي گوناگون آموزش اين روشها مانند سنت نات ( Nath ) نيز مورد توجه قرار گرفتند.

 

۵. دوران مدرن ( Modern Yoga ) : در اينجا اشاره به دورة حكومت بريتانياي كبير بر شبه قاره هند ضروري به نظر ميرسد چرا كه انگليسي ها بويژه كمپاني هند شرقي مايل به توسعهٔ آموزشهاي سنتي معلمين و گوروهاي هندي نبود.

ولي سرانجام در سال ۱۸۹۳ با سخنراني سوامي ويوكاناندا ( Sw. Vive Kananda ) و متعاقب آن ورود سوامي يوگاناندا ( Sw. Yogananda ) در سال ۱۹۲۰ به آمريكا، يوگا وارد مرحلهٔ امروزين خود شد.

يعني گسترش بيش از حد به كمك وسايل ارتباط جمعی، يافتن مباني علمي براي تمرينات يوگا، استفادة قاعده‌مند از فنون يوگا براساس نگرشهاي علمي و سرانجام عوام زدگي و فراموش كردن پيام و اهداف اصلي دانش يوگا.

 

 

فواید یوگا

یوگا فواید و ویژگی‌های گسترده‌ای دارد ، توجه کنید که اگر این ورزش به طور مرتب و از سنین پایین شروع و پیگیری شود، فواید آن چند برابر خواهد شد.

از فواید یوگا میتوان به نکات زیر اشاره کرد

تقویت در دقت و تمرکز ، تقویت تفکر و روشن بینی و امیدواری ، تقویت قدرت تخیل و خلاقیت ، تقویت اعتماد به نفس و مثبت گرایی 

تقویت قالبیت هماهنگی ذهنی با فیزیکی بدن (کنترل بهتر بدنی) ، تقویت اعتقاد (اعتقاد به خالق هستی با برانگیختن قدرت اندیشه و آرامش)

تمرینات اصلی یا همان وضعیت های یوگا که به آنها آسانا نیز گفته می‌شود، تمرینات کششی بی خطری هستند که به غیر از انعطاف پذیری و تمرکز فکری، خسته گی را از بدن شما دور میکنند.

 

 

آموزش ۲ تمرین یوگا

تمرین کماندار ۱ : باعث به حرکت در آمدن تقریبا تمامی مفاصل دست و پا میگردد، که این عمل سبب انعطاف پذیری بیشتر این مفاصل میشود ، تمرین کماندار به بهبود تعادل فیزیکی و هماهنگی حرکات بدنی کمک فراوان میکند.

برای انجام این وضعیت، برروی زمین بنشینید و پاهایتان را به صورت کشیده به جلو دراز کنید سپس دستهایتان را آرام آرام دراز کرده و شصت پاها را بگیرید.

در حین اینکار، تنفس آرام را نیز فراموش نکنید و هنگامیکه شست پای چپ خود را گرفته اید و آنرا محکم روی زمین نگه داشته اید، زانوی راست خود را خم کنید و انگشتان پای راست را به آرامی به سمت گوش راست خود نزدیک کنید.

 

تمرین کماندار ۲ : فرض کنید که یک کماندار هستید و پای چپتان یک کمان است، که آنرا ثابت نگه داشتید و با دست راست می خواهید شلیک کنید.

در همین حالت بمانید (تا زمانی که خسته شدید) و سعی کنید تمرکز و تنفس آرام را حفظ کنید سپس آرام آرام به وضیعت اول باز گردید و چند لحظه‌ای استراحت کنید بعد اینکار را دومرتبه، اما با پای دیگر تکرار کنید.

این وضعیت به شما کمک میکند تا عضلات پشت بدن خود را تقویت کنید ، همچنین این تمرین باعث می‌شود تا ستون مهره‌های شما انعطاف پذیر شوند.

از مزایای دیگر تمرین کمان میتوان به باز شدن قفسه سینه و کمک به تنفس بهتر اشاره کرد ، برای تمرین این وضعیت، ابتدا برروی زمین (روی شکم) دراز بکشید و پاها را کمی از هم باز کنید و دستهایتان را دو طرف بدن قرار دهید.

تنفس آرام را حفظ کنید ، زانوها را خم کنید تا کف پاهایتان به پشت نزدیک شوند بعد دست هایتان را آرام به عقب ببرید و پاهایتان را از مچ بگیرید ، سپس با دستها، پاهایتان را به عقب بکشید و آرام تنفس کنید و در این حین سعی کنید تمرکز کنید و اصلا عجله نکنید.

تا جایی که احساس خستگي نکرده‌اید در این وضعیت بمانید بعد چند لحظه استراحت کنید و دوباره به تمرین این وضعیت ادامه دهید.

 

 

مقدمه ای بر روش درمانی ریکی

 

به طور کلی ریکی به تکنیک ساده شفابخش از طریق استقرار دستان اطلاق میشود، فرمی از درمان از طریق انرژی که در قرن 19 توسط دکتر میکائواوسویی در ژاپن مجدداً کشف گردید.

دکتر اوسویی واژه ریکی را برگزید تا انرژی حیاتی جهانی را که ذهن را آرام و نیروی حیاتی انسان را افزایش میدهد، توصیف نماید ؛ با قراردادن دستان بروی نقاط خاصی از بدن فرآیند شفابخش شکل میگیرد.

رهبری این گونه از شفابخشی توسط یک سلسله تشریفات از استاد به شاگرد منتقل میشود و مانند فرم های تانتاریک بودایی در ژاپن و تبت به نام همسویی یا نیروبخشی نامیده میشوند.

در حقیقت ریکی همان طبیعت بنیادی یا عصاره وجودی جهان است و روش درمان طبیعی اوسویی راهی ساده برای بازبخشی به خود یعنی همان نیروی انرژی جهانی زندگی است ؛ ما میتوانیم خود را با آن مجدد احیا نمائیم که در واقع بازگشتی عمیق به آن چیزی است که همواره بوده ایم.

همزمان با بکار گرفتن ذهن و جسم و ارتباط با نیروی جهانی زندگی با تجربه ای بسیار شخصی ، ریکی میتواند هر شخص را با روند آرام و محکم از محدودیت ها و مشکلات افزایش سن رهایی ببخشد.

همزمان با این رهایی ، تجربه اولین سلامتی جسمی و روحی نیز به دست می آید و سرانجام این تجربه، به احساس رهایی، آزادی و وحدت الهی منجر میگردد.

 

 

ریکی از کجا آمده است : به لحاظ ظاهری و بعنوان انرژی درمانگر ، ریشه های اصلی ریکی در هند بوده که پس از گذر از تبت و چین به ژاپن رسیده است.

یعنی همانجایی که توسط دکتر اوسویی مجدداً شناسایی و کشف گردید لیکن به لحاظ  ذاتی در حقیقت ریکی ماهیت درونی همه چیز است و به عنوانی میتوان گفت که در همه جا هست.

باتوجه به رویکرد ریکی غیرقابل درک و تسخیر است و این در حالی ا ست که تواماً بااین مفهوم به دلیل قابلیت سراسر نافذش هرشخص در هرلحظه ای توانایی تجربه مستقیم آن را دارد.

روش درمان طبیعی دكتر اوسویی ریكی نیز مانند سایر شاخه های متفاوت درمانی ریشه و بنایی عمیق در ازمنه ماقبل تاریخ دارد و بطور خاص ریکی متعلق به سنن پزشکی است که ریشه درجنوب ، مرکز و شرق آسیا دارند.

در جریان همسویی و توان بخشی ریکی که بازگشایی کانال مستقیم انرژی ماست که جریان انرژی حیات بخش درآن جاری میگردد ما دوباره متصل میشویم و یا خیلی ساده متوجه اتصال همیشگی خود با انرژی موجود می شویم.

در آن زمان ما اقدام به جذب مستقیم تمامی آنچه نیاز داریم می نماییم همان نیازهایی که در ابتدا به نظر میرسید که از خارج وجودمان نشأت میگیرند و به آهستگی به درک مجردی از تمامی آنچه هستیم از طریق قلب و نیر جسممان دست میابیم.

 

مدیتیشن :  مراقبه و مكاشفه ذهن

مدیتیشن از درمان هاى پیشرفته امروزى است و تحت عنوان طب فکرى بدنی طبقه بندى میگردد .

استفاده از مدیتیشن براى درمان چیز جدیدى نیست و بهبودى بوسیله این روش از دیر باز در فرهنگهاى قدیم و در سراسر جهان وجود داشته و در ادیان مختلف به آن اشاره شده است.

در حقیقت بطور عملى بسیارى از گروه هاى مذهبى مدیتیشن را در صورتهاى مختلفى به اجرا در مى آورند و ارزش آن در سلامت انسان از سالیان گذشته کاملاً اثبات شده میباشد .

علم و هنر مدیتیشن از هزاران سال پیش به این طرف توسط عرفا تمرین شده است ، پیشگویان ، شفادهندگان ، جادوگران ، استاتید یوگا آموزش‌های خود را با مدیتیشن شروع کرده‌اند.

مدیتیشن پایه و نقطه شروع همه کسانی است که قصد پرورش نیروهای درونی خود را دارند و دلیل اساسی انجام مدیتیشن یادگیری کنترل ذهن میباشد.

برای موفقیت در متافیزیک و علوم روانی شما بایستی کنترل ذهن خود را بدست گیرید.

ذهن تمایل دارد مانند یک بچه لوس رفتار کند و هر کاری که میخواهد انجام دهد و هنگامی که شما برای اولین بار تمرینات ذهنی و مدیتیشن را شروع می‌کنید، ذهن با برهم زدن تمرکز شما بوسیله تصاویر بیهوده و گفتگوهای درونی بی‌پایان یاغیگری خواهد کرد.

در اوایل این کار شما را پریشان و گیج میکند و شما قادر نخواهید بود به اهداف مطلوبتان برسید اما با تمرین مداوم شما توانائی کنترل ذهن خود را برای تمرکز تمامیت وجودتان بر روی یک نقطه منفرد نورانی بدست خواهید آورد.

مدیتیشن با ورود به وضعیت یک خلسه ملایم و متوقف کردن احساساتی که از سرتاسر بدن می‌آیند انجام میشود.

با پیشرفت در انجام مدیتیشن به تدریج افکار شما بسیار قدرتمند خواهند شد، همانند ذره بینی که با متمرکز کردن اشعه خورشید باعث سوزاندن می‌شود، متمرکز شدن امواج افکار شما نیز آنها را قوی و موثر خواهد کرد.

شما به تدریج متوجه میشوید که افکارتان شروع به تاثیر گذاشتن بر روی خودتان و محیط اطرافتان خواند کرد و هر چه زمان میگذرد میزان این تاثیر گذاری نیز افزایش پیدا می‌کند.

بنابراین مراقب باشید ! این نیرو بسیار قدرتمند است و بایستی در جهات مثبت استفاده شود .

در عصر ما ، نیاز به مدیتیشن بیشتر از هر زمانى احساس میشود و براى کسانیکه مایلند در معنویت و مسائل روحى پیشرفت نمایند آموزش مدیتیشن مفید است .

 

چرا باید مدیتیشن کنیم

مدیتیشن مثل بازگشت به خانه است ، مدیتیشن میکنیم تا بخشی از وجودمان را که بطور محو و ناشناخته و نادانسته از دست داده ایم بازیابیم .

میتوانیم آن را راهی برای دست یافتن به استعدادهای بیشتر و نزدیکتر شدن به خود و واقعیت یافتن ظرفیت بیشتری برای دوست داشتن ، ذوق و احساس رسیدن به این شناخت که ما نیز جزئی از تمامیت هستی بوده و هرگز جدا و بیگانه با آن نیستیم بدانیم .

مدیتیشن دید و عمل موثرتری را پدید می آورد ، هنگام مدیتیشن کردن در میابیم که هریک از عبارات فوق مفهومی مشخص و یکسان میابند ؛ آنچه از دست داده و در جستجوی کشف آن هستیم .

مدیتیشن شما را به جایی میرساند که رفتارتان مشابه کسی میگردد که در تلاش به یادآوردن چیزی است که زمانی طولانی آنرا فراموش کرده است .

شخص با مدیتیشن با خودش و محیط اطرافش راحت تر بوده و کارهایی را که به عهده دارد به شکل موثرتری انجام میدهد و به دیگران نزدیک شده احساس خصومت و نگرانی کمتری خواهد داشت .

در این راه هرگز به پایان نمیرسیم زیرا پایانی برای رشد توانایی انسان وجود ندارد و یک برنامه خوب مدیتیشن در بسیاری موارد کاملا شبیه یک برنامه خوب ورزشی است .

هر دو نوع این برنامه ها تنها در صورتی مفید اند که متناسب با شرایط روحی و جسمی شخص باشند .

برای مدیتیشن محدودیت سنی وجود ندارد و هدف اولیه انواع مختلف مدیتیشن هماهنگی و تعلیم ذهن است و انجام مدیتیشن باعث افزایش کارایی فرد در امور روزمره میشود .

 

 

انواع مدیتیشن

مدیتیشن انواع زیادی دارد و در چهار دسته کلی عقل ، احساس ، جسم ، عمل قرار دارد که همه روشها به یکجا ختم میشوند.

مسیر عقل : در این روش ما بطور مداوم افکارمان را دنبال میکنیم تا اندیشه های خویش را متحول نماییم

مسیر احساس بر این اصل استوار است که هرچه انسان آزاده تر باشد کامل تر است به قول مولانا عشق راه شناخت اسرار خداست .

در اینگونه روش ها برخی بر عشق به خود ؛ برخی بر عشق به دیگران و برخی بر عشق به خدا تاکید دارند که در نهایت هر سه شیوه به یک نقطه میرسد عشق به خود و دیگران و خدا .

مسیر جسم : در این روش فرد می آموزد از جسم و حرکات بدنی خود آگاه شده و از طریق تمرین این آگاهی را افزایش دهد همچون رقص و سماع صوفیان و هاتایوگا دای چی .

مسیر عمل : این روش شامل آموزش نحوه بودن در جهان و درک وارتباط با آن در حین انجام نوع بخصوصی از مهارت است .

در یکی از روشن ترین نمونه های این روش تمام وظایف معمولی روزانه با این آگاهی انجام میگیرد که گویا هرکدام بخشی از هماهنگی جهان و کائنات است ؛ هر کاری با عشق و تمرکز کامل انجام میشود و مهمترین چیز هنگام انجام آن توجه کامل و مطلق به همان کار در آن لحظه است .

 

 

مدیتیشن اصولی و مدیتیشن غیر اصولی

میتوان مدیتیشن ها را به دو دسته کلی اصولی و غیر اصولی تقسیم کرد.

 

مدیتیشن اصولی : دارای دستورات دقیق و ظریفی است که چگونگی فعالیت درونی فرد را بطور منظم تعیین میکند .

مدتیشن های اصولی را به سه دسته خارجی ، میانی ، درونی تقسیم میکنند که اگر روی هر سه روش بطور مداوم پیگیری شود به یک نتیجه منجر میشود اما هرکدام تاثیر بخصوصی در طول مسیر در شخصیت شما بجای میگذارند .

روش بیرونی : باعث تقویت حس شایستگی توانایی سازش با جهان ، اعتماد به نفس و توانایی سریع و دقیق میشود .

روش میانی : توانایی آرام ماندن را در فرد افزایش داده و او را در برابر حوادث خارجی ضربه ناپذیر میسازد ، در ضمن ادعاهای فرد را درباره اینکه مسایل چگونه باید باشند کاهش میدهد و واکنش وی را در برابر مسایل مختلف تعدیل میکند .

روش درونی : آگاهی از زندگی احساسی و پذیرش آنرا افزایش داده و بیان احساسات را آسانتر میسازد بنابراین اگر در مرحله ای از رشد دچار چنین مشکلاتی باشید بهتر است در برنامه خود از مدیتیشن های درونی هم استفاده کنید .

 

مدیتیشن غیر اصولی : هدف از مدیتیشن غیر اصولی ، رهایی و آزاد سازی ساختمان شخصیتی فرد بخصوص در زمینه های شایستگی آگاهی و پذیرش توانایی مهرورزی در خود میباشد .

برخی از دستورات و روش های مدیتیشن ترکیبی از انواع مختلف است ؛ البته این را نیز باید بخاطر داشته باشید که تا مدتی نباید انتظار داشت مدیتیشن را به خوبی و با تمرکز کامل انجام دهید.

انچه بیشتر اهمیت دارد تمرینات مداوم است نه به خوبی انجام دادن تمرینات.

پس از گذشت زمان طولانی میتوان انتظار داشت که مدیتیشن واقعی باشد ؛ هرچند برای کسی که به این حد میرسد زمانی کوتاه جلوه میکند.

تمرینات بلندمدت شما را به اهدافی همچون ثبات شخصیت ، افزایش توانایی و پذیرش و بیان احساسات میرساند و تاثیر بعدی مدیتیشن یافتن راهی جدید برای بودن در جهان است.

 

 

افزایش شهود باطنی با مدیتیشن

 

 

افزایش آگاهی و گسترش نیروی ذهنی ، شهود باطنی با مدیتیشن

معمولاً گـفته میشود که ذهن انسان ها از تمام کامپیوتر هایی کـه بشر تاکنون موفق به ساخت و بهره برداری از آنشده است، پیچیده تر و شگفت انگیز تر عمل میکند.

تمام فن آوریـهای ساخت بشر، سر تسلیم در مـقابل بـرتری این انـدام حیـرت انگیـز آدمی فـرود آورده اسـت.

شایـد تـا کـنون در این مورد مطالبی شنیده باشید که انسانـها تـنها درصد  بسـیار پاییـنی از قـدرت مـغزی خود را به کار میگیرند.

به عـقیـده من اکتشاف این قلمرو نـامعلـوم مـوجود در سـر انسانها، میتواند بـعنوان یکی از پیشرفت های تکنولـوژیـک ارزشمنـدی شنـاخته شـود که در هزاره بعدی شاهد آن خواهیم بود.

ذهن ما قادر است که هر نوع اندیشه، احساس، فعالیت، و رویدادی که در زندگی برایمان رخ داده است را در خود ثبت و ضبط نماید.

باید توجه داشت که ذهن، تنها اطلاعات مربوط به زندگی فعلی را در خود جای نمیدهد، بلکه گستره آن به حدی وسیع است که میتواند اطلاعات مربوط به هر واقعه را در هر زمانی که روی داده و روح ما آنرا تجربه کرده است، در خود جای دهد.

اگر یاد بگیریم وجوه مختلف ذهن خود را بررسی کرده و قابلیت های آنرا درک کنیم، بی شک به این مسئله پی خواهیم برد که هیچ گونه محدودیتی برای ذهن مطرح نیست.

پیرو این مطلب، راحت تر میتوانیم خودمان را به جهان پیوند زده و جزئی از پیکره نامحدود عالم هستی شویم.

در یک چنین حالتی ذهن فردی ما متصل میشود به ذهن مقدس و با ذهن مقدس حوزه هشیاری و آگاهی ما نیز افزایش پیدا خواهد کرد

ما میدانیم که در ذهن ما قسمت هایی دست نیافته وجود دارد و همچنین شاهد آن هستیم که هر چند وقت یکبار انسان هایی پیدا میشوند که یک جهش بزرگ فکری ایجاد کرده و تبدیل به یک فرد خارق العاده میشوند.

باید مطلع باشیم که همه ما دارای مغزی هستیم که سرشار از منابع عظیم انرژی دست نخورده است و

همه ما این توانایی را داریم که به "شهود باطنی" دست پیدا کنیم.

میتوانیم به کل عالم هستی بپیوندیم و به خشنودی مطلق دست پیدا کرده و سعادت را از آن خود سازیم.

این امر موهبتی است که به ما کمک میکند تا بتوانیم هارمونی و هماهنگی را در زندگی خود تجربه کنیم و زندگی روحانی را که در فرای این زندگی مادی وجود دارد درک کنیم.

 

 

نتایج حياتى مراقبه

 

بطور کلى مراقبه منظم و مداوم چهار نتيجه حياتى دارد

 

» فرايند توجه کردن را بهبودى میبخشد   

» به تنش زدايى بدن کمک میکند

» توانايى كنترل هيجانات افزايش ميابد  

» مهار انسان را در پردازش افکار خود افزايش میدهد

 

فواید روانی و جسمی مراقبه

 

 

کسی که مراقبه میکند در هر مرحله از از آن که باشد، حتی پس از مدتی کوتاه متوجه تغییر در وضعیت عاطفی خود با آنچه که قبل از مراقبه بوده می شود و این تغییر خود را به طرق مختلف نشان می دهد.

گاه به صورت احساس شادابی همراه با رفتاری مثبت تر و گاهی به صورت یک احساس سلامت عمومی ، چیزهایی که قبلا باعث آزار شخص می شدند اکنون به صورت راه هایی مفیدتر و جدیدتر به نظرش می رسند.

دید آن نسبت به مسایل عوض می شود و خیلی بیشتر کنترل افکار و احساسات خود را داد ؛ این واکنش ها سالهاست که شناخته شده اند اما در سالهای اخیر توضیح فیزیولوژیکی برای آنها به وجود آمده است.

معلومات به دست آمده از اسکن های مغزی و اندازه گیری امواج مغز اطلاعات جدیدی در مورد وضعیت آلفا به دست داده اند. زمانی که ما از نظر جسمی و روانی کاملا در آرامش و استراحت هستیم امواج مغزی ما دچار تغییر می شوند، تا زمانی که عمدتا در وضعیت آلفا قرار بگیریم و با قرار گرفتن در این وضعیت، مغز موادی شیمیایی به نام اندروفین ها را به جریان می اندازد.

این همان جریان شیمیایی است که فواید آن به عنوان احساس تندرستی تجربه شده است.

به یقین آندروفین ها مخدر طبیعی خوانده شده اند و مراقبه یکی از آسانترین راه های به دست آوردن این حالت است ؛ این حس های خوب تا مدتی بعد از اتمام مراقبه هم باقی خواهد ماند و طول مدت آن در اشخاص مختلف متفاوت است.

فایده دیگری که مراقبه برای بدن دارد این است که جریان این ماده شیمیایی یعنی آندروفین ها باعث تقویت سیستم ایمنی بدن می شود و به شخص کمک میکند با بیماری های عفونی بجنگد و سلامت خود را حفظ کند.

 

 

نکات و توصیه ها در انجام مدیتیشن

» در صورتی که به طرف مشرق بنشینید رسیدن به وضعیت صحیح مدیتیشن کمی آسانتر خواهد بود.

» بهتر است مدیتیشن روزانه در یک ساعت معین انجام شود و زمان مناسب صبح ها و یا قبل از وقت خواب میباشد .

لباس راحت ، گشاد و مناسب بپوشید مثلا یک تی شرت گشاد و سفید انتخاب خوبی خواهد بود.

» در صورتیکه میخواهید شبها قبل از خواب تمرینات خود را انجام دهید مراقب باشید پرخوری نکنید و یا حداقل فاصله صرف شام تا زمان انجام تمرینات چند ساعتی گذشته باشد.

در نهایت این موضوع کاملا به خود شما بستگی دارد که هر وقت مناسب‌ترین زمان برای انجام مدیتیشن میباشد و آنچه که بیشتر اهمیت دارد کوشش و دوام در انجام کار است .

» مدت زمانی را که اختصاص به انجام دادن مدیتیشن میدهید بستگی به تصمیم شما و راحتی و نیاز دارد.

ممکن است در برخی از مواقع نیاز بیشتری به انجام دادن آن باشد و در برخی اوقات نیز انجام آن چندان مهم به نظر نرسد .

» فقط سعی کنید به احساس درونی خود گوش کنید، شما سرانجام آنچه را که باید انجام دهید را متوجه خواهید شد.

اگر شما احساس خستگی، تحریک پذیری و تنبلی میکنید و یا شروع به آوردن عذر و بهانه برای اینکه چرا نباید آن کار را انجام دهید مینمائید ، در این حالت وجود برتر شما یعنی روح شاید میخواهد به شما بگوید که تا همینجا کافی است و فعلا دست نگهدار !

اگر شما شروع به گوش دادن و عمل به احساسات درونی خود نمائید بتدریج زمانی فرا خواهد رسید که زندگی شما با مشکلات کمتری مواجه خواهد شد و فرصتهای بیشتری در برابرتان قرار میگیرد.

» چند نکته در نوع نشستن :

 رانها را  باید در تطابق با طول صندلی نگاه داشت و از عقب تا جلوی صندلی کشیده شده باشد.

ارتفاع صندلی به اندازه ای باشد که کف پاها بطور کامل در تماس با کف اطاق باشند و ترجیحا در ساختمان صندلی فلز بکار نرفته باشد.

در صورت امکان از صندلی دسته دار برای قراردادن دستها در روی آن استفاده شود و بهتر است محل نشستن دارای یک بالش نازک باشد، شما باید روی این صندلی کاملا راحت باشید.

» برخی از افراد ترجیح می‌دهند از وضعیت نشسته بر روی زمین  استفاده کنند.

در اوایل کار بصورت خیلی ساده فقط چهار زانو بنشیند و پشت خود را به یک دیوار تکیه دهید برای کشیدن و تنظیم کردن ستون فقرات میتوانید دستها را بالای سر خود برده و کاملا به طرف بالا بکشید.

 

مدیتیشن و مراقبه را چطور باید شروع کرد ؟

 

 

از میان بردن محدودیت ها

یکی از گام های حیاتی در این زمینه بدین شرح است که ابتدا میبایست کلیه محدودیت ها را از میان برداشت.

در واقع محدودیت جلوه ای از الگوهای باطل و طرز تفکر کلیشه ای است و الگوهای فکری شما میتوانند در هم شکسته شوند و در عوض ایده های قدرتمند نوین میتوانند در ذهن شما ریشه بدوانند.

باید از افرادی که ذهنیت گرا هستند کمک بگیرید.

متاسفانه تعداد کثیری از افراد هستند که از تغییر و تحول وحشت دارند و به طور کلی میترسند که برای تغییر در زندگی خود تصمیمات جدید اتخاذ کنند، اگر با چنین کسانی در ارتباط باشید، سبب میشوند تا شما نیز از انجام چنین کاری بترسید و از آن پرهیز نمایید.

شما این اختیار را دارید که حتی برخی ارتباطاتتان که هیچ سودی برایتان در بر نداشته و از آنها راضی نیستید را نیز برهم بزنید.

 

بخشش

یکی دیگر از گام های اساسی به منظور جذب آگاهی و علم بیشتر بخشش است.

از خودتان شروع کنید ؛ شما اکثر انتخاب های خود را با در نظر گرفتن محدودیت ها انجام داده اید و بخش اعظمی از زندگی خود را با وجود توهمی به نام محدودیت گذرانده اید.

خودتان را به این دلیل که تفکری مخرب و الگوی اندیشیدن و رفتار نادرستی را در زندگی برگزیده بودید، ببخشید.

خودتان را به خاطر انتخاب های نادرست شغلی و رابطه ای ببخشید و همچنین افراد دیگری که در زندگی تان هستند را نیز ببخشید چراکه آنها نیز در زیر پرده ای از محدودیت ها عمر خود را سپری کرده اند.

مطمئناً این امر بدان معنا نیست که شما مجبور هستید رفتار آزاردهنده دیگران را تحمل کرده و یا از آن چشم پوشی کنید.

برای اینکه خودتان را آزاد کنید باید بخشیدن را آموزش ببینید؛ گفتنی است که بخشش ابزاری مناسب برای ایجاد آزادی و رهایی فرد از نفرت هاست.

این دو گام ابتدایی به منزله از بین بردن علف های هرز باغچه مغزتان به شمار میروند؛ در عین حال امور مذکور به ذهن شما برای یافتن آگاهی و هشیاری بیشتر نیز کمک خواهند کرد.

 

مدیتیشن و ریلکسیشن

گام بعدی بارور ساختن خاک موجود در زمین مغزتان است ؛ در این زمان تکنیک های مدیتیشن و و ریلکسیشن از اهمیت زیادی برخوردار میشوند و با اتکا به این روش ها قادر خواهیم بود تا افت و خیز تفکرات را در ذهن خود ارتقا بخشیم.

درست مثل اینکه خاک بهتری را برای ارتقای رشد گیاهان باغچه مصرف کنیم.

برای مدیتیشن میتوانید فقط بنشنید و زیر لب زمزمه کنید و یا در جنگل راه بروید، به گلی که در باد تابستانی اینطرف و آنطرف میرود نگاه کنید و یا یوگا تمرین کنید.

هر کس باید شیوه مربوط به خودش را پیدا کند که به واسطه آن از هیاهو و غوغای نامساعد برپا شده در ذهنش کاسته شود.

فرد باید بتواند به واسطه ایجاد آرامش ذهنی به سمت خلق اندیشه هایی آرام و مسالمت آمیز گام بردارد؛ اما باید این کار را به صورت دائمی انجام دهیم، یک باغچه همیشه نیاز به هرس شدن و تعویض خاک دارد.

محدودیت های منفی را از سر راه خود بردارید و نقوص و ضعف های خود و دیگران را ببخشید.

ما همچنان باید به بارور ساختن خاک ذهن خود به واسطه ی مدیتیشن و ریلکسیشن ادامه دهیم و مطمئن شویم که جوانه های نوپای طرز تفکر جدیدمان به اندازه کافی غذا برای تقویت شدن در اختیار دارند.  

 

صبر و تحمل

آخرین کاری که باید انجام دهیم این است که مطمئن شویم به اندازه کافی صبر و تحمل داریم. باید ایمان داشته باشیم و منتظر لطف و مرحمت خداوند باشیم؛ باید مطمئن باشیم که نتیجه اعمال جدید خود را آن هم در مسیر جدیدی که انتخاب کرده ایم، می بینیم.

تنها کاری که در حال حاضر میتوانید انجام دهید این است که باغچه خود را با شوق بی بدیل رشد، آبیاری کنید و خودتان را خالصانه وقف فرایند گسترش روح کنید.

اگر بتوانید بر ترس ها و محدودیت های ذهنی خود غلبه کنید، صاحب یکی از بزرگترین تکنولوژی های برتر قرن خواهید شد که چیزی نیست جز حکمرانی بر قلمرو ذهنی.

اساتید تهذیب نفس این امر را با عنوان سرّ اکبر میشناسند و برای سالیان دراز همواره در تلاش بوده اند که آنرا به پیروان خود آموزش دهند.

در حال حاضر به جایی رسیده ایم که بسیاری از افراد به قدرت های خارق العاده ذهنی خود بی تفاوت شده اند و خود را محصور زندگی ماشینی کرده اند.

شاید شروع هزاره جدید، وقت مناسبی باشد که باور کنیم میتوانیم ارباب ماشین درونی ذهن خود باشیم و عزم خود را برای هماهنگ شدن با ذهن مقدس گیتی جزم کنیم.

  

 

 

 

معرفی چند روش انجام مدیتیشن

 

مدیتیشن را روزی یک بار انجام دهید و مدت زمان تمرینات را تا ۲۰ دقیقه و نه بیشتر در نظر بگیرید .

در زیر چند نمونه مدیتیشن قرار داده شده و شما بنا برسلیقه میتوانید در هر روز  یکی را انتخاب و انجام دهید .

 

نمونه اول

در وضعیت نشسته بر روی صندلی و یا  مکانی راحت چشمان خود را بسته و توجه خود را به روی نقطه‌ای که در فرق سر قرار دارد متمرکز کنید.

با ملایمت شروع به تکرار مانترای ام  O M نمائید ؛ طریقه تلفظ صحیح به صورت زیر است :

 O O O O O O O  M  M  M  M  M  M  M

فشار اصلی بر روی حرف میم میباشد ؛ نفس عمیق بکشید و در طی یک بازدم عمیق این مانترا را ادا کنید.

تداوم تکرار مانترا را حفظ کرده ، توجه‌ تان را بر فرق سر متمرکز کنید و در مقابل چشمتان جز سیاهی چیز دیگری نبینید.

سعی کنید کلیه تصاویر ذهنی و افکار دیگر را متوقف کنید و هنگامی که یک فکر یا تصویر وارد مغزتان میشود حواستان را بیشتر بر روی مانترا متمرکز کنید.

مدتی طول میکشد تا کنترل مناسب را بر روی ذهن خود بدست آورید ولی همین تمرینات ساده شما را در افزایش قدرت تمرکز یاری خواهند کرد و به نوبه خود یادگیری تمرینات پیشرفته تر را آسانتر میکنند.

مدت تقریبی انجام این تمرین حدود 20 دقیقه میباشد.

 

نمونه دوم

با چشمان باز ميتوانيد از يك شمع روشن در مقابل خود استفاده نمائيد و با تمركز بر روي شعله آن، سعي كنيد فقط به شعله نگاه كنيد.

به نور شمع و هاله دور آن توجه كنيد و سعي كنيد كمتر پلك بزنيد و اگر افكار آمدند ، آرام آنها را از ذهنتان خارج كنيد و مجددا تمركز خود را به نور شمع دهيد.

اگر متوجه شديد فكري ذهنتان را مشغول كرده وشما توجه تان از شمع خارج شده به آرامي فكر را رها كنيد و دوباره توجه خود را به نور شمع برگردانید .

 

نمونه سوم

با بيني ، يك دم عميق شكمي انجام دهيد و  چند لحظه نفس را نگه داريد و سپس با دهان و با كمك شكم تمام نفس را به بيرون برگردانيد.

سعي كنيد زمان دم و نگه داشتن هوا و بازدم باهم مساوي باشد .

به طور مثال اگر دم شما 4 ثانيه طول ميكشد هوا را 4 ثانيه در درون ريه خود نگه داريد و بعد با يك بازدم 4 ثانيه اين هوا را به بيرون برگردانيد و چند با اين عمل را انجام دهيد تا به يك احساس آرامش دست يابيد.

شما در حال مديتيشن میتوانید به موزيك گوش دهيد و اگر فكري به ذهنتان خطور كرد به آرامي آنرا از خود دور كنيد و دوباره توجه خود را به مديتيشن و تنفس و شنيدن صداي موزيك بازگردانید .

 

نمونه چهارم

مدیتیشن با سنگ : به ندرت اتفاق که کسی در اولین مراقبه موفق شود ، پس اگر مراقبه را کار مشکلی میبینید کمی صبور باشید .

زمانی را انتخاب کنید که درگیر کاری نباشید ، تلفن را قطع کنید تا کسی مزاحمتان نشود ؛ لباس راحت بپوشید و دور خود تعدادی بالش بگذارید.

پتویی روی خود بیندازید، زیرا هنگام مراقبه سردتان می شود و آرام و صاف روی زمین یا صندلی بنشینید که بهترین حالت چهار زانو است.

سعی کنید با زمین اتصال برقرار کنید تا انرژی ها مستقیما وارد بدنتان شوند.

میتوانید کریستال را رو بروی خود روی میز یا زمین بگذارید یا آن را در دست بگیرید ؛ حال بر کریستال تمرکز کرده و به زیبایی، شکل، فرم و رنگش توجه کنید و اگر آن را در دست دارید وزن و گرمای انرژی آن را حس کنید.

چشم هایتان را ببندید و بر تنفس خود تمرکز کنید و چند نفس عمیق از شکم بکشید و هنگام دم تا چهار بشمرید، بعد دو ثانیه صبر کنید و هنگام بازدم هم تا چهار بشمرید.

این کار را آن قدر ادامه دهید که ذهنتان از چیزهای مزاحم رها شود ؛ هرچه در سر دارید از خود دور کنید.

هنگام دم، خود را چنان سبک احساس کنید که گویی انرژی های شفابخش کریستال شما را به پرواز در آورده اند و هنگام بازدم، تنش ها را بیرون بریزید.

بگذارید مراقبه عمیق و عمیق تر شود و احساس کنید انرژی شما گسترش یافته و با زیبایی و انرژی کریستالی پر شده است.

تصور کنید خودتان بخشی از کریستال شده اید و انرژیتان را به صورتی در آورید که انگار با کریستال یکی هستید.

میتوانید حتی درون کریستالتان بروید و قدرت اعجاب انگیز آن را افزایش دهید ؛ از کریستال سوال کنید ؛ اولین فکر یا احساس جوابتان خواهد بود.

تا هر وقت که دلتان میخواهد در این وضعیت باقی بمانید و وقتی آماده بازگشت میشوید از بدن و تماس خود با زمین آگاه باشید.

انگشتان دست و پای خود را به آرامی تکان دهید و به اطراف خود توجه کنید و به آرامی چشم هایتان را باز کنید ؛ اگر نمیتوانید تعادل خود را حفظ کنید، قطعه ای کوارتز دودی، تورمالین سیاه یا بوژیت در دست بگیرید.

تجربه خود را فورا بنویسید و هرگز چیزهای کوچکی را که در این حالت به ذهنتان می آیند دست کم نگیرید.

 

نکات مهم برای انجام مدیتیشن ، اصول انجام مراقبه ، مراقبه صحیح

 

» مكانی آرام، خلوت و ساكت برای انجام مراقبه

» حالت و وضع بدن به شكلی راحت، بی حركت و در حال تعادل

» یك موزیك آرام ترجیحا موزیك های مخصوص مدیتیشن (موزیك همراه باصدای پرندگان ، باران)

» تنفس صحیح شكمی

» شی یا موضوعی برای معطوف كردن توجه

 

مکان آرام و خلوت

بهترین مكان برای مراقبه جایی است كه بتوانید به راحتی در آن بنشینید یا دراز بكشید تا عضلات و ماهیچه های بدن، كم كم و به تدریج شل شوند.

مكانی كه كمترین عوامل برای پرت شدن حواس در آن وجود دارند.

اگر شما نمیتوانید یک محل ساکت و آرام پیدا کنید توصیه ما این است که از یک جفت قطعه کوچک که داخل گوشها قرار میگیرد استفاده نمائید.

این وسیله معمولا برای جلوگیری از ورود آب به داخل گوش استفاده میشود، البته نوع مخصوص جلوگیری از ورود صدا نیز وجود دارد که بهتر است.

بعد از اینکه به اندازه کافی پیشرفت کردید میتوانید در هر شرایطی مدیتیشن را انجام داده و به وضعیت مطلوب برسید.

در این حالت قدرت تمرکز تمرکز شما به اندازه ای خواهد بود که هیچ سر و صدایی مزاحم و حتی ناراحتی جسمانی نمی‌تواند باعث حواس‌پرتی شما شود.

بعد از مدتی و كمی تمرین قادر خواهید بود كه در مكانهای شلوغ تر هم براحتی مراقبه كنید ، مثلا در اتوبوس ، قطار ، مطب پزشك و ...

 

حالت بدن

به شكلی راحت، بی حركت و در حال تعادل

اتخاذ یك حالت خاص و ویژه محور اصلی اكثر تكنیكهای مراقبه بوده است و حالت بدن در تكنیك " ذن "  خیلی مهم و با اهمیت تلقی میشود.

یكی از ویژگی ها و خصوصیات پیشنهادی در حالتهای صحیح مراقبه در بسیاری از سنتها آن است كه ستون فقرات صاف و راست نگه داشته شود.

ممكن است برخی از افراد كه دچار مشكلات جسمانی هستند ، ابتدا در هنگام اتخاذ چنین حالتهایی احساس ناراحتی پیدا كنند.

ستون فقرات به شكل یك خط صاف در می آید و وزن بدن در قالبی متعادل در می آید.

اگر چه به طور قطعی ثابت نشده است، اما امكان دارد كه این تغییر جهت و تنظیم مجدد خاص روی حالت و وضع ذهن و روان تاثیر بگذارد.

یك حالت نشسته برای مراقبه بهتر از دراز كشیدن است.

به این دلیل كه دراز كشیدن حالت عادی و طبیعی خوابیدن است و مراقبه به حالت دراز كش ممكن است به راحتی به خواب منجر شود.

اگر جزء آن دسته از افرادی هستید كه در خلال روز به راحتی خوابتان نمیبرد میتوانید مراقبه را به شكلی نیمه لم داده یا دراز كش روی یك كاناپه یا صندلی راحتی بزرگ در حالی انجام دهید كه كمرتان روی قسمت تكیه گاه آن قرار دارد و صاف است و سرتان به سمت عقب متمایل است.

اگر چه در حالتهای مراقبه سنتی كمر در حالت عادی صاف و راست نگه داشته میشود ولی نه خیلی شق و رق و قائم ، این حالت به حالت راحت، بی حركت و متعادل موسوم است.

حالت و وضع صحیح و مناسب برای مراقبه را می توان به عنوان حالتی راحت شرح داد:

هوشیا و آگاه و در عین حال آرام و راحت.

حالت راحت ، بی حركت و متعادل ، وضعیت مناسب و صحیح هوشیاری و خودآگاهی و تمركز حواس و توجه را برای دستیابی به مراقبه ای موفقیت آمیز بهبود میبخشد.

در شرق حالت های چهار زانو با سری بالا گرفته و كمر در خطی قائم قرار گرفته برای مراقبه مطلوب و ایده آل در نظر گرفته میشود.

در وضعیت لوتوس یعنی پاها به حالت چهار زانو قرار می گیرند و كف پا روی ران گذاشته می شود و این احساس خوبی برای وضعیت راحت و متعادل نشستن را برای مراقبه به شخص منتقل میكند.

این حالتها ممكن است در آغاز برای كسانی كه با آن آشنایی ندارند كمی سخت و دردناك باشد.

میتوانید پاهای خود را به راحتی روی زمین قرار دهید یا به حالت نشسته روی صندلی و دو انگشت وسط دو دست را به آرامی به یكدیگر فشار دهید و بر روی فشار دو انگشت تمركز كنید.

 

موزیك های مخصوص مدیتیشن

هر موزیك آرامی كه به شما احساس آرامش میدهد برای مدیتیشن عالی است.

شما میتوانید از موزیك های مخصوص مدیتیشن و آرام بخشی كه همراه با صدای پرندگان و باران و دریا و... است برای این كار استفاده نمایید یا موزیك های كلاسیك مانند موتزارت و ...

 

تنفس صحیح شکمی

در اغاز مدیتیشن و در طول ان باید صحیح تنفس نمائید .

برای تنفس صحیح هوای زیاد را به ارامی به درون ریه ها بکشید و همزمان هم شکم شما و هم قفسه سینه شما باید بالا بیاید و برای خروج نیز آرام نفس را به بیرون داده و با جمع شدن قفسه سینه شکم هم جمع میشود .

این نوع تنفس با تمرین آسان خواهد شد و با وارد شدن هوای بیشتر به درون ریه ها انرژی حیاتی بیشتری وارد بدن شده و سطح آگاهی فرد بسیار تغغیر میکند و بهبود میابد ، این امر بعد از انجام تمرینات بسیار محسوس است.

 

شی یا موضوعی برای معطوف كردن توجه

یكی از مسائل مهمی كه ما میخواهیم  در مدیتیشن به آن برسیم این است كه خود را از انواع افكاری كه در طول روز ما را به خود مشغول نموده رها و به ذهن خود آرامش و استراحت دهیم.

البته این كار آسان نیست و فكر كردن امری است طبیعی اما فقط كافی است كه شما روی افكاری كه وارد ذهنتان میشود زوم نكرده و براحتی و به آرامی آنرا از ذهنتان بیرون كنید.

نه با آن بجنگید نه برای آن دلیل و برهان بیاورید نه به تفسیر و توضیح آن بپردازید فقط به آرامی فكر را از ذهنتان خارج كرده و مجددا تمركز خود را به مدی تیشن برگردانید .

قبل از شروع مدیتیشن میتوانید ‌عودی را كه بوی آن را دوست دارید روشن كنید یا از شمع های عطرآگین با بویی كه آنرا میپسندید استفاده كنید تا سطح انرژی مثبت اطرافتان را بالا ببرید .

بوی خوش و موزیک آرام بخش میتوانند به تمرکز بیشتر شما کمک کنند .

 

روش های پایان دادن به مدیتیشن

پس از پایان زمان مدیتیشن و برای خروج از این حالت چند تنفس شكمي انجام دهيد و تمركز خود را به محيطي كه در آن نشسته ايد برگردانيد و حضور در جايي را كه نشسته ايد حس كنيد.

توجه خود را به تنفس شكمي خود دهيد و بعد از چند تنفس به آرامي چشمان خود را باز کنید.

پس از مدیتیشن حتما خود را در مرکز روی زمین خاکی حس کنید ؛ برای برخی این کار بسیار راحت است.

اگر خود را در فضا حس می کنید، پس درست به زمین متصل نشده اید و حس جدایی از عالم واقع و سر درگمی دارید.

اگر هر یک از این حالات را تجربه کردید، کریستالی در دست بگیرید یا در هر دست یک کریستال کوارتز دودی یا تورمالین سیاه داشته باشید تا به تعادل برسید و اگر باز هم به آگاهی کامل نرسیدید یک لیوان آب بنوشید.

برای این که خود را کاملا به زمین متصل کنید از خانه بیرون بروید و کمی قدم بزنید و اگر حوصله نداشتید، انجام دادن بعضی از کارهای خانه مثل شستن ظرفها و ... بهترین روش برای بازگشت به واقعیت است.

 

 

روشن بینی ، دیدن اشیاء و موجودات ماورائی

 

كلمه روشن‌بینی به معنی واضح دیدن و به مفهوم قوه ذهنی و بصیرت فوق‌طبیعی، قدرت درك و مشاهده اشیا و افرادی است كه نمیتوان با كمك حواس عادی آنها را تشخیص داد

 

انواع روشن‌بینی

نوع اول : ارادی كه با یك زندگی پاك و سالم امكان رشد میابد و با آموزش میتوان به شكلی موثر و مفید مورد استفاده قرار گیرد.

نوع دوم : غیر ارادی است كه گاه میتواند خطرناك باشد زیرا شخص با هستی و ذات‌های دیگر ملاقات میكند و جهان‌های دیگر را میبیند و میتواند تجارب روحی انسان را قبل از تولد و پس از مرگ و در جهان‌های نادیدنی ببیند.

یك روشن‌بین قادر است چیزهایی مثل ارواح را كه با چشم ظاهر نمیتوان دید و دارای فركانس بالاتری هستند را ببیند.

البته باید متذكر شد كه هر روشن‌بینی با هر نوع سطح آگاهی قادر به دیدن تمامی انواع ارواح نیست و تنها قادر است ارواحی كه از نظر آگاهی با آنها هماهنگ است را ببیند.

 

 

سایكومتری

یكی از شاخه‌های روشن‌بینی كه در مورد مشاهده گذشته ، حال و آینده میباشد سایکومتری است .

در این نوع روشن‌بینی، اغلب روشن‌بینان اتفاقات و حوادث بد و غم‌انگیز را مشاهده میكنند، مثل دیدن یك سانحه هوایی .

دلیل آن این است كه روشن‌بینان عموماً در سطح آگاهی پایینی قرار دارند و از آنجایی كه اتفاقات ناگوار هم از لحاظ ارتعاشی و انرژی در سطح منفی و پایین‌تر آگاهی اتفاق میافتند به‌وفور این‌گونه وقایع را درك میكنند.

شخص روشن‌بین میتواند از طریق لمس شی‌ای به تاریخچه آن شی و افرادی كه آن را لمس كرده‌اند پی ببرد و از گذشته، حال و آینده مالك آن مطلع شود.

 

در روشن‌بینی دو شاخه اصلی وجود دارد : فیزیكی و غیرفیزیكی

روشن‌بینی فیزیكی : تا به ‌حال برایتان اتفاق افتاده كه از گوشه چشمتان به چیزی نگاه كنید و وقتی صورتتان را برگردانید چیزی نیابید.

شاید این را خیالات و تصورات خود بپندارید اما باید گفت كه قسمت‌های بیرونی چشم حساس‌تر از قسمت‌های مركزی آن هستند ، مشاهده در روشن‌بینی فیزیكی به همین شكل است.

روشن‌بینی غیر فیزیكی : به معنی دیدن تصاویری در چشم ذهنی و با پلك‌های بسته میباشد ، برای بیدارسازی این قابلیت‌ها ، نیاز به صبوری ، تمرین و ممارست و زمان است

 

پاک سازی روح و جسم

 

 

یكی از استادان بزرگ گفته است : آن چیزی را که آتش نمیتواند بسوزاند،تیر و کمان نمیتواند به آن صدمه ای بزند و هیچ شمشیری نمیتواند آن را ببرد در درون ماست .

آگاه شدن از آن چیز و به دور انداختن هویت از بدنمان یعنی به دور انداختن این تصور که ما بدنمان هستیم،یعنی تجربه کردن روح خود .

اما برای به دور انداختن هویت بدن باید کار خاصی انجام دهیم.

باید یاد بگیریم که چگونه میتوان این کار را کرد و هرچه بدنمان پاک تر باشد به دور انداختن هویت از آن آسانتر خواهد بود.

هر چه بدن پاکتر باشد زودتر میتوانیم از این موضوع آگاه شویم که ما بدنمان نیستیم و به همین دلیل منزه کردن بدن پایه کار است و بدون بدن بودن یعنی روح ثمره آن میباشد .

حال چگونه میتوانیم یاد بگیریم که ما بدنمان نیستیم؟فقط باید تجربه اش کنیم ؛ اگر ایستاده ایم، نشسته ایم،خوابیده ایم ویا بیدار هستیم باید سعی کنیم که این مسئله را به یاد بیاوریم.

اگر ذره ای توجه و آگاهی به اعمال بدنمان داشته باشیم اولین قدم را برداشته ایم.

وقتی در جاده ای قدم میزنید،عمیقاٌ به درون خود نگاه کنید ؛ خواهید دید که در درون شما شخصی وجود دارد که قدم نمیزند.

شما خودتان قدم میزنید،دستها و پاهایتان تکان میخورد، ولی چیزی در درونتان هست که نه تنها قدم نمیزند بلکه شاهد قدم زدن شما هم هست.

اگر پاهایتان یا دستانتان درد میکند،با آگاهی به درون خود توجه کنید ؛ آیا درون شما هم درد میکند؟ یا اینکه بدنتان درد میکند و شما با آن درد خودتان را شناسایی میکنید؟

متوجه خواهید شد که چیزی در درون شما بدون اینکه دردی داشته باشد تنها نظاره گر این درد خواهد بود.

وقتی که شما گرسنه اید، با آگاهی،به این گرسنگی نگاه کنید ؛ آیا شما گرسنه اید یا بدنتان گرسنه است؟

وقتی هم که خوشحال هستید به این نکته توجه کنید که این خوشحالی کجا اتفاق میافتد.

خوب است دقت داشته باشیم که حوادثی که در زندگی ما رخ میدهند در کجا اتفاق می افتند و آیا برای ما اتفاق میافتند و یا اینکه ما فقط شاهد و نظاره گریم.

هویت دادن در ما به صورت یک عادت قوی در آمده است و حتی ممکن است وقتی به یک فیلم نگاه کنیم شروع کنیم به گریه کردن و یا بخندیم.

وقتی هم که چراغهای سینما روشن میشود پنهانی اشکهایمان را پاک میکنیم تا کسی متوجه نشود ؛ ما گریه می کنیم چون خودمان را با این فیلم شناسایی میکنیم.

ذهنی که می اندیشد تمام چیزهایی که در بدنش اتفاق می افتند واقعاٌبرای او رخ داده اند،همیشه در درد و رنج خواهد بود.

فقط یک دلیل برای تمام رنجهای ما وجود دارد و آن هویت دادن و شناسایی کردن خودمان با بدن است و همچنین یک دلیل برای خوشحالی وجود دارد و آن هنگامی است که ما دیگر خودمان را با بدنمان شناسایی نکنیم.

حتماٌ لازم است که همیشه بدنمان را مشاهده کنیم.

شبها وقتی به بستر میرویم باید از این نکته آگاه شویم که این بدنمان است که به خواب رفته است نه خود ما.

بنابر این ما نیستیم که خوابیده ایم بلکه تنها بدنمان به خواب رفته است یا برای مثال به هنگام غذا خوردن و یا لباس پوشیدن.

هنگامی که کسی شما را اذیت میکند اگر آگاهانه بنگرید قادر خواهید بود که ببینید این فقط بدن شماست که اذیت میشود نه خودتان.

به این طریق در یک مقطع زمانی با توجه دائمی یک انفجار درونی را حس خواهید کرد که تمام هویت بدنتان را میشکند.

آیا میدانید که وقتی خوابیده اید و خواب می بینید دیگر از بدنتان آگاه نیستید و زمانی که  به خواب عمیق فرو رفته اید به هیچ وجه بدنتان را حس نمیکنید و دیگر صورت خود را به خاطر نمی آورید؟

هر چه عمیق تر به درونتان فرو بروید، بیشتر بدنتان را فراموش خواهید کرد و وقتی شروع به برگشتن به سطح میکنید آرم آرام هویت بدنتان برمیگردد.

در صبح هنگامی که ناگهان از خواب برمی خیزید،به درون خود نگاه کنید ؛ به وضوح خواهید دید که هویت بدنتان هم بیدار میشود.

 

 

 

مشاهده گر افکارتان باشید ولی فکر کننده نباشید

به همین دلیل است که ما عرفا را شاهد مینامیم نه متفکر و بودا یک متفکر نیست، ماهاویرا و زرتشت همهء آنها شاهد هستند.

یک متفکر شخص بیماری است و افرادی که این نکته را نمیدانند فکر میکنند و افرادی که میدانند فکر نمیکنند بلکه تنها مشاهده میکنند.

آنها همه چیز را می بینند و برایشان واضح است.

راه دیدن مشاهدهء افکار درونی است و وقتی که نشسته اید،ایستاده اید،راه میروید  و ... تمام جریانات افکار را که در سرتان میگذرد مشاهده کنید و به واسطهء آنها هویت پیدا نکنید.

اکثر انسانها گمان میکنند که افکارشان هستند ولی شما اجازه دهید تا افکارتان به تنهایی جریان پیدا کنند و شما هم از افکارتان مجزا باشید.

در درون شما هم باید دو نوع انرژی جریان داشته باشد.

وقتی یک شخص معمولی فکر میکند فقط یک جریان انرژی در درونش جریان پیدا میکند اما کسی که مدیتیشن میکند دو جریان انرژی در درونش در حرکت هستند.

یکی انرژی افکار و دیگری انرژی مشاهده گر،که این دو جریان به صورت موازی با یکدیگر در حرکت هستند.

یک انسان معمولی فقط یک سری از ارتعاشات معمولی از درونش میگذرد و آن انرژی افکار است و یک انسان به کمال رسیده هم فقط یک سری از ارتعاشات انرژی از درونش میگذرد و آن انرژِی مشاهده گر است.

شخص عادی انرژی مشاهده کننده اش در خواب است و ما بین این دو نفر شخصی است که مدیتیشن میکند و به طرف کمال پیش میرود.

او دو سری از جریانات انرژی را در درونش دارد که یکی افکار و دیگری مشاهده گر است و در فرد کامل افکار وجود ندارند.

ولی چون شما باید مشاهده کردن را از مرحلهء فکر کردن فرا بگیرید،حتماً باید روی افکارتان مدیتیشن کنید و هم مشاهده گرشان باشید.

این را من مشاهدهء درست و یا به خاطر سپردن درست میگویم و ماهاویرا آنرا شعور بیدار نامید و آن وجود درونی که افکارتان را مشاهده میکند شعور بیدار شماست.

افراد متفکر در جهان بسیار زیادند و پیدا کردن آنها کار آسانی است ولی یافتن شخصی که هوش او بیدار شده باشد دشوار است پس لطفاً هوشتان را بیدار کنید ،راه آن آگاهانه نگاه کردن به افکار است.

اگر شما اعمال بدنتان را مشاهده کنید، بدن ناپدید میشود و اگر افکاری را که با سرعت در ذهنتان در حال حرکت هستند نگاه کنید افکار هم ناپدید میشوند و بالأخره اگر احساساتمان را هم از نزدیک مشاهده کنِم،آنها هم ناپدید میشوند.

برای پاکسازی احساسات باید عشق را به جای نفرت و دوستی را به جای دشمنی جایگزین کنیم.

در درون هر فردی هم آنکس که عشق میورزد و هم او که متنفر است بعد دیگری نیز وجود دارد و آن بعد،بعد آگاهی است که نه عشق میورزد و نه تنفر دارد،تنها یک مشاهده گر است.

این بعد گاهی مشاهده گر نفرت است و گاهی هم مشاهده گر عشق که هر دو ممکن است در زمانهای مختلف در درون ما اتفاق بیفتند.

وقتی که از کسی نفرت دارید بالأخره زمانی میرسد که از این نفرت آگاه بشوید،همچنین زمانی که عاشق کسی هستید در درونتان متوجه میشوید که عاشق او هستید.

آن چیزی که در درون ما آگاه میشود و ورای عشق و نفرت نشسته است،ضمیر ماست که در پشت بدن،افکار و احساسات ما قرار دارد.

برای همین است که در نوشته های روحانی قدیمی اسمش را (نه این نه آن ) گذاشته اند و جایی که هیچ چیز نباشد مشاهده گر در آنجاست ؛ آن بیننده،آن ضمیر آگاه و یا روح .

به خاطر بسپارید که مشاهده گر احساساتتان هم باشید و به زودی به آن چِیزی که مشاهدهء پاک است میرسید.

آن بینندهء پاک هوش بالای شماست که من به آن خرد میگویم و به آن ضمیر هم میگویند که منتهی علیه هدف یوگا و تمام مذاهب روی زمین است.

پایه های روحانیت،مشاهدهء درست رفتارهای بدن،مشاهدهء درست مراحل افکار و جریانهای درونی احساسات است.

شخص مشاهده گر از این لایه ها میگذرد و به ساحل دیگر میرسد و رسیدن به ساحل دیگر تقریباً یعنی رسیدن به هدف و کسی که درگیر هر کدام از این لایه ها باشد هنوز به این طرف ساحل چسبیده است.

 

 

 

تمرین جالبی برای قطع هویت بدن و درک روح

اگر یک یا دو بار در ماه این روش را انجام بدهید به شما در از بین بردن هوِیت بدنتان کمک خواهد کرد.

حالا برویم سراغ تمرِین: اطاق را کاملاً تاریک کنید و روی زمین دراز بکشید.

بدن را کاملاً آرام کنید ؛ به این ترتیب شما وارد مدیتیشن میشوید و وقتی که بدن و تنفستان کاملاً آرام شدند و وجودتان در سکوت فرو رفت،حس کنید که مرده اید و فامیل و آشنایان دورتان جمع شده اند.

به صورتهای آنها توجه کنید،ناراحتی ها و گریه های آنها را ببینید.

آنها چه میکنند؟کدام یک از آنها گریه میکند؟کدامیک فریاد میزند؟با وضوح کامل به آنها بنگرید ، این صحنه ها واقعاً جلوی چشم شما خواهند آمد.

بعد ببینید که تمام همسایه ها هم آمده اند و به آشنایان و فامیل پیوسته اند.

حالا مردم جسم شما را در تابوت گذاشته اند و به جایی که مرده ها را میشویند میبرند و بعد هم می خواهند که جسمتان را آتش بزنند.

به همهء اینها نگاه کنید،همه تصورات هستند ولی اگر چندین بار این تمرین را تکرار کنید به وضوح همهء اینها را خواهید دید.

حالا ادامه دهید ؛ آتش تمام اطراف شما را احاطه کرده است و جسم شما آرام آرام تبدیل به خاکستر میشود.

هنگامی که دیگر جسمی در کار نیست و کاملاً نبدیل به خاکستر شده اید با آگاهی تمام به درون خود نگاه کنید و ببینید که در آنجا چه اتفاقی رخ میدهد.

در این لحظه متوجه خواهید شد که شما جسم نیستید،یعنی هویتتان با بدن کاملاً قطع شده است.

وقتی که این تمرین را برای چند بار تجربه کنید،پس از آن هر زمانی که صحبت کنید،راه بروید و یا هر کار دیگری انجام دهید،قادرید تا تشخیص دهید که شما بدنتان نیستید.

ما این مرحله را مرحلهء بدون بدن مینامیم و هر کسی که خودش را اینگونه بشناسد بدون بدن میشود.

اگر این کار را در تمام مدت روز یعنی به هنگام نشستن،بلند شدن،راه رفتن و حرف زدن انجام دهید یعنی به این نکته توجه کنید که شما بدنتان نیستید در این هنگام بدن تنها یک خلأ خواهد بود.

درک این مطلب که ما بدنمان نیستیم به سختی اتفاق میافتد و هیچ چیز با ارزش تر از آن نیست.

در آن هنگام تغییرات زیادی در زندگیتان آغاز خواهد شد چون تمامی رفتارهای ناآگاهانه بشر به بدن او برمیگردد.

اگر انسان تعلق خود به بدنش را قطع کند دیگر هیچ کار اشتباهی نمیتواند انجام دهد.

اگر ما آگاه شویم که ما بدنمان نیستیم،دیگر هیچ امکانی برای زجر کشیدن و ناراحتی در زندگی وجود نخواهد داشت.

مثلاً اگر کسی با چاقو به پشت ما بزند این شخص فقط بدن ما را بریده است و ما آگاهیم که به ما هیچ صدمه ای نخورده است و وجودمان دست نخورده باقی مانده.

در این هنگام زندگی ما پر از صلح و امنیت خواهد شد و هیچ حادثهء خارجی نمیتواند بر ما تأثیر بگذارد چون تأثیر این نوع اتفاقات فقط بر روی بدن خواهند بود.

اما ما فکر میکنیم و به اشتباه هم فکر میکنیم که هر چیز بیرونی میتواند بر ما تأثیر بگذارد و به همین دلیل است که زجر میکشیم و احساس درد و رنج میکنیم.

این اولین مرحلهء تعالیم روحانی است که باید بیاموزیم و آن رها شدن از بدنمان است و مرحلهء سختی نیست و با کمی سعی و کوشش میتوانیم آنرا یاد بگیریم ...

  

 

 

سفر روحانی

پاک سازی افکار : بدون بدن بودن ، از طریق مشاهدهء درست بدن حاصل میشود و رها شدن از افکار هم از طریق مشاهدهء درست افکار امکان پذیر است.

به طور کلی مهمترین اصل در سیر و سلوک معنوی مشاهده کردن درست است. و ما باید با آگاهی به بدن،ذهن و احساسات توجه کنیم.

به ارتعاشات ذهنی توجه کنیم که چگونه از ضمیر ما جریان پیدا میکنند.

درست مانند کسی که در کنار رودخانه نشسته است و به جریان آب نگاه میکند ؛ همین گونه کنار ذهنتان بنشینید و مشاهده کنید .

یا همانند شخصی که در جنگل نشسته است و از بالای درختان به پرندگان در حال پرواز نگاه می کند،شما هم به افکارتان نگاه کنید.

یا چون کسی که به باران مینگرد و به ابرها توجه میکند شما هم ابرهای ذهنتان که در آسمان سرتان در حال حرکتند نگاه کنید.

در سکوت باستید و پرواز پرندگان فکر و جریان رودخانه ذهن را نگاه کنید و در این حالت هیچ کاری نکنید،دخالتی در این جریانات نکنید و اصلاً توقفی بهشان ندهید.

آنها را سرکوب نکنید و اگر فکری می آید متوقفش نکنید و اگر فکری نیست سعی نکنید فکر جدیدی خلق کنید و تنها یک مشاهده گر باقی بمانید.

در این مشاهدهء ساده خواهید دید که شما و افکارتان از هم مجزا هستید.این نکته را تجربه خواهید کرد که آن شخصی که مشاهده گر افکار است از خود آن افکار مجزاست و کاملاً با آنها متفاوت است.

همین که به این مسئله واقف شویم آرامش عجیبی بر زندگی شما سایه خواهد افکند چون متوجه خواهید شد که دیگر هیچ ناراحتی و نگرانی ندارید.

میتوانید در میان انواع ناراحتی ها و التهاب ها باشید ولی این ناراحتی ها مال شما نخواهند بود و یا هر نوع مشکلی که وجود داشته باشد دیگر با شما کاری ندارد.

میتوانید پر از افکار باشید ولی کاملاً از آنها متمایزید.

اگر شما آگاه شوید که افکارتان نیستید،این افکار ضعیف و ضعیف تر میشوند و به مرور موجودیت خود را از دست میدهند.

افکار به این دلیل قدرتمند هستند که ما می اندیشیم که آنها به ما تعلق دارند ، مثلاً در جر و بحث با دیگران می گویید"فکر من این است"،در صورتیکه هیچ فکری متعلق به شما نیست ، تمام این افکار با شما متفاوتند و شما از آنها مجزا هستید پس فقط مشاهده گر آنها باشید.

 

 

 

برای اینکه این مطلب بیشتر برایتان جا بیفتد یک داستان از بودا نقل میکنم

 

شاهزاده ای بود که شاگرد بودا شده بود و در همان روز اول بودا به او گفت:به شهر برو و در فلان خانه را بزن و برای غذا از آن خانه گدایی کن.

شاهزاده هم همین کار را کرد و برگشت ولی پس از بازگشتن به بودا گفت:مرا ببخشید ولی من دیگر به آن خانه نمی روم.

بودا از او پرسید چه اتفاقی افتاده است؟ آن مرد جواب داد:من قبل از اینکه به آن خانه برسم همه اش فکر میکردم که چه غذایی دوست دارم و وقتی که به در آن خانه رسیدم، خانم صاحبخانه درست همان غذایی را که دوست داشتم آماده کرده بود.

من خیلی متعجب شدم ولی این مسئله را به حساب تصادف گذاشتم. و بعد که غذا را خوردم به ذهنم رسید که من بعد از غذا معمولاً استراحت میکنم .

درست در همان لحظه خانم صاحبخانه گفت:ای برادر اگر دوست داری که بعد از غذا استراحت کنی من خوشحال میشوم تا در خانهء من باشید چون خانهء من با وجود شما پاکسازی خواهد شد.

با خودم فکر کردم که این هم تصادفی است و وقتی دراز کشیدم درست در زمانی که فکر کردم این تخت خواب و این خانه هیچ کدام مال من نیست و من دارم در یک جای غریبه استراحت می کنم،خانم صاحبخانه از پشت سرم گفت:این تخت خواب نه مال من است نه مال شما و این خانه نیز نه مال من است نه مال شما.

اینجا بود که من واقعاً ترسیدم.خیلی سخت بود تا این مطلب را باور کنم که همه چیز اتفاقی باشد و آن موقع بود که از آن خانم پرسیدم:آیا افکار من به شما میرسد و از امواج فکر من آگاه میشوید؟

آن خانم توضیح داد که به دلیل مدیتیشن های مداوم افکارش متوقف شده و خیلی راحت میتواند افکار دیگران را ببیند.

در ایل لحظه من واقعاً حیرت کردم و دوان دوان از آنجا دور شدم.

لطفاً مرا ببخشید ولی من دیگر نمی توانم فردا به آنجا بروم.بودا پرسید:چرا نمیتوانی؟ و آن مرد جواب داد:خواهش میکنم از من سوال نکنید و مرا هم دیگر به آنجا نفرستید.

ولی بودا دوباره از او سوال کرد و بالأخره با اصرار بودا آن مرد گفت:دیدن آن زن زیبا افکار شهوانی در ذهن من ایجاد کرد و او هم به راحتی میتوانست افکار مرا بخواند.

حالا من چگونه میتوانم دوباره او را ببینم؟بودا گفت که تو باید دوباره به آنجا بروی این قسمتی از مدیتیشن تو است،فقط به این طریق تو میتوانی از افکارت آگاه باشی.

به اجبار بودا آن مرد مجدداً به آن خانه رفت ولی دیگر آن مرد قبلی نبود و در واقع روز اول که به آنجا رفته بود تمام راه را در خواب بود زیرا از افکاری که در سرش میگذشت آگاه نبود.

روز دوم با آگاهی این راه را میپیمود،یعنی میتوانست به افکارش نگاه کند زیرا از افکارش میترسید و وقتی که قدم به خانهء آن زن گذاشت تمام توجهش را به درونش معطوف کرد.

زیرا بودا به او گفته بود فقط به درون خودت نگاه کن و کار خاصی انجام نده و به هر فکری که از سرت میگذرد نگاه کن.

وقتی که شروع به مشاهدهء خودتان کنید دو جریان انرژی در شما شروع به حرکت میکنند ؛ یکی همان کاری که قصد انجام دادنش را دارید و دیگری فقط انرژی مشاهده گر است.

وقتی شاگرد بودا در روز دوم در منزل آن زن مشغول خوردن غذایش بود این دو جریان وجود داشت ؛ یکی مربوط به شخصی بود که مشغول خوردن غذا بود و دیگری مربوط به شخصی بود که در درونش در حال مشاهده کردن بود.

آن شخص مشاهده گر شما هستید و شخص انجام دهنده شما نیستید و شاگرد بودا هم وقتی مشاهده کرد بسیار متعجب شد و شادان و خندان به نزد بودا برگشت و گفت:بسیار عالی است من یک چیز بزرگ کشف کردم،من دو تجربهء مجزا داشتم.

یک تجربه مربوط به زمانی بود که من کاملاً به افکار خود آگاه بودم و افکار من متوقف شدند،وقتی با آگاهی به درون خود نگاه می کنم افکار متوقف میشوند.

تجربهء دوم زمانی است که افکار متوقف میشوند،در آن موقع است که در میابیم که انجام دهنده و مشاهده کننده متفاوت از هم میباشند.

 

بودا گفت : این کلید اصلی عرفان است و شخصی که این کلید را پیدا کند،همه چیز را پیدا کرده است.

 

 

روشهای بیداری چشم سوم

 

چشم سوم با اسامی مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصیرت، چشم دل، چشم درون، تیسراتیل و آجنا خوانده میشود و جایگاه آن در كالبد اثیری و منطبق بر پیشانی در جسم فیزیكی است.

برخی دانشمندان اعتقاد دارند كه چشم سوم محلی برای دریافت ادراكات فراحسی، الهام و اشراق و وسیله‌ای برای ارتباط موجودات با یكدیگر در جهان هستی میباشد.

از طریق آن میتوان با عوالم و موجودات ماورائی و همچنین با ورای ابعاد مكانی و زمانی ارتباط برقرار ساخت و حتی هاله‌ها را دید.

برای رؤیت هاله لازم است كه تمرینات باز كردن چشم سوم را انجام دهید تا چشم سوم خود را تحریك كرده و قدرت گیرندگی آن را افزایش دهید.

این كار شما را قادر میسازد كه انرژی اطراف سوژه‌ را دریافت كنید.

البته بدون انجام این كار هم دیدن هالهی تك‌رنگ‌ها ممكن است، اما اگر چشم سوم شما تحریك و باز نشده باشد، دیدن هالهیك موجود زنده بسیار مشكل خواهد بود.

به یاد بیاورید كه وقتی خیلی خیلی خسته و كاملاً فرسوده‌اید چه حالی دارید؟ به یاد بیاورید كه چه احساسی دارید وقتی برای روزها نخوابیدهاید و به سختی میتوانید چشمهایتان را باز نگه دارید؟

به یاد بیاورید كه چه احساسی دارید وقتی چشمهایتان دست از تلاش برای بسته شدن بر نمیدارند؟ به یاد بیاورید كه چه حالی دارید وقتی كه با چشمهایتان میجنگید تا آنها را باز نگه دارید؟

تجسم این حالتها با تمركز و توجه كامل، در شما احساسی برمیانگیزد، مانند اینكه تلاش میكنید یك پردهخیالی سنگین را از پشت چشمهایتان بلند كنید.

در چنین حالتی ماهیچههای چشمهایتان خوب پاسخ نمیدهند، بنابراین كار شما تقریباً بطور كامل ذهنی است.

چند لحظه صبر كنید تا این حالت را به خوبی مجسم كنید.

كوشش برای باز نگه‌داشتن چشمان خسته، یك تحریك ذهنی قوی در چشم سوم ایجاد میكند و به تدریج باعث باز شدن آن میشود ؛ اما چگونه؟

این فعالیت گشایشی ذهن ، آگاهی جسمی شما را در محل چشم سوم متمركز میكند.

هنگامی كه آگاهی جسمی شما در یك قسمت از بدنتان متمركز میشود و شما آن ناحیه را تحت نفوذ ذهنی خود قرار میدهید، كالبد انرژی خود را در آن ناحیه به نحوی پویا تحریك میكنید.

اگر این فعالیت ذهنی به اندازه كافی ادامه پیدا كند و تلاش ذهنی كافی صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد كرد.

اگر شما فعالیت گشایشی ذهن را هنگامی كه در حالت آرامش هستید و موضوعی در میدان دید شما قرار دارد و بطور مستقیم در حال نگاه كردن به آن نیستید انجام دهید، دید هالهای خودبخود ایجاد خواهد شد.

فعالیت گشایشی ذهن كه در اینجا شرح داده شد، شبیه تكنیكهای دیداری باز كردن چاكرا است كه توسط اكثر استادان كار با انرژی و پیشرفت قوای ذهنی تدریس میشود ؛ فقط به مراتب قویتر و مؤثرتر است.

تمرینهای دیداری كار با انرژی به تنهایی ضعیف و كند هستند و یادگیری و استفاده از آنها مشكل است.

 

تمرین ۱ : مركز بین دو چشم یعنی روی پیشانی را به نرمی با ناخن بخارانید ؛ این كار به شما كمك خواهد كرد كه این نقطه را با آگاهی جسمانی خود به دقت هدف بگیرید.

آگاهی جسمانی خود را به ناحیه بین چشمهای خود منتقل كنید و با تمركز كامل از این ناحیه آگاه شوید و این ناحیه را به صورت ذهنی بالا بكشید چنان كه گویی تلاش میكنید پلكهایتان را به زور باز كنید.

اما به ماهیچه‌هایتان در این ناحیه اجازه ندهید كه منقبض شوند یا به هر صورت دیگر پاسخ بدهند این تلاش كاملاً ذهنی است.

احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهید ؛ تصور كنید كه چشمهایتان خیلی سنگین شدهاند؛ به آنها اجازه دهید كه بسته شوند و چند بار پلكهایتان را به‌هم بزنید ، توجه كنید كه برای این كار از كدام ماهیچه‌ها استفاده میكنید.

همین فرمان عضلانی را از طریق آگاهی جسمانی ذهن خود در آن ناحیه به كار ببرید اما دیگر به ماهیچه‌های پلكهایتان اجازه ندهید كه از فرمان اطاعت كنند.

این كار را دوباره و دوباره تكرار كنید : بالا بكشید، بالا بكشید، بالا بكشید… چنانكه گویی یك وزنهخیالی سنگین را از پشت چشمهایتان بلند میكنید.

این كار را بارها تكرار كنید، اما به خودتان یا هیچ یك از ماهیچههایتان اجازه‎‎ انقباض یا پاسخ ندهید ؛ این كار در آغاز كمی دشوار است اما با كمی تمرین به راحتی در انجام آن مهارت و تسلط پیدا میكنید.

این فعالیت گشایشی ذهنی خیلی مهم است.

اگر میخواهید به روشن‌بینی و سایر تواناییهای روحی دست پیدا كنید، این تمرین اولین قدم برای یادگیری كنترل چشم سوم است.

در مراحل اولیه ممكن است احساس كنید كه ناحیه وسیعی از بالای ابروهایتان را بالا میكشید، حتی تمام پیشانی خود را .

این مورد اشكالی ندارد و باز هم میتواند تأثیر لازم را برای باز كردن چشم سوم شما داشته باشد و شما با تمرین بیشتر خواهید توانست حوزهتمركز فعالیت ذهنی خود را كاهش دهید و آن را به ناحیهبین ابروها ( چشم سوم ) محدود كنید.

اگر این فعالیت گشایشی ذهنی را ادامه دهید، چشم سوم خود را تحریك كرده ، آن را فعال خواهید ساخت.

تمركز یكنواخت و آرام شما روی یك شی، چشم سوم شما را با انرژی ساطع شونده از آن شی هماهنگ خواهد كرد.

این انرژی به مركز بینایی مغز شما ارسال میشود و در آنجا بعنوان یك تصویر و یك نوار روشن از نور رنگی تفسیر میشود

 

تمرین ۲ : هر گاه در انجام این عملكرد گشایشی ذهنی، تمركز و تسلط كافی كسب كرده، آنرا بصورت ذهنی اجرا كنید.

متوجه خواهید شد كه وزنهخیالی پشت چشمهای شما در یك سمت آسانتر از سمت دیگر بالا كشیده میشود كه معمولاً سمت راست آسانتر است.

اصولا‎ً این احساس ناشی از تفاوت بین دو نیمكره‎‎ مغز شما است كه استفاده از یكی به مراتب آسانتر از دیگری است یعنی نیمكرهغالب .

اگر این مورد برای شما ایجاد اشكال میكند با یك فعالیت چرخشی ذهنی در جهت چرخش عقربههای ساعت در ناحیهبین ابروها ، چشم سوم خود را تحریك كنید.

منظور از جهت چرخش عقربههای ساعت این است كه صورت خود را به عنوان صفحهی ساعت در نظر بگیرید و جهت صحیح چرخش را با آن بسنجید.

برای این فعالیت چرخشی نیز از همان فرمان ذهنی عضلانی استفاده كنید كه قبلاً برای باز كردن چشمهای خسته به كار میبردید.

اما اكنون آنرا برای چرخش به كار ببرید، چنانكه گویی با حركت چرخشی یك مداد، این ناحیه را تحریك میكنید.

بهترین روش این است كه برای فعال كردن چشم سوم خود تمرین گشایشی اصلی و این تمرین چرخشی را یكی در میان انجام دهید.

فعالیت گشایشی ذهنی به هر حال برای هماهنگ كردن چشم سوم شما با هاله لازم است.

توجه : به یاد داشته باشید كه همهاین تمرینهای محرك انرژی، به آگاهی جسمانی موضعی خصوصاً آگاهی موضعی در سطح پوست وابستهاند و برای اینكه این تمرینها مؤثر باشند، باید احساس كنید كه آنها واقعاً اتفاق میافتند.

نکته مهم : انجام  تمرینات چشم سوم بدون آگاهی کامل و عدم آمادگی جسمی و روحی اختلالات روحی در شما بوجود می آورد ، پس تنها در زمانیکه کاملا" امادگی دارید اقدام به انجام ان کنید.

 

 

هیپنوتیزم چیست ؟

دوستان عزیزم دراین فرصت میخواهیم راجع به شاخه ای از علم فراروانشناسی به نام هیپنوتیزم صحبت کنیم ، برای اینکه با مطلب مورد نظر بیشتر آشنا شوید ابتدا این سوالات را که ممکن است برای شما هم جالب باشد بخوانید :

1.        آیا ممکن است کسی که هیپنوتیزم شده از خواب بیدار نشود؟

2.        آیا با هیپنوتیزم میتوان کسی را مجبور به کاری کرد که اصلا دوست ندارد انجام دهد ، مثلا جنایت ؟

3.        آیا میتوان با هیپنوتیزم کردن جواهر فروشی دست به سرقت از آن زد؟

4.        آیا میتوانیم عملیاتی که بدن ما ناخوداگاه انجام میدهد مانند تنظیم قند خون با هیپنوتیزم کنترل کنیم؟

5.        چگونه بعضی افراد بدون بی هوشی تحت عمل جراحی قرار میگیرند و هیچ دردی حس نمیکنند؟

6.        چگونه کسی بدون هیچ رژیم غذایی و ورزشی فقط با هیپنوتیزم وزن خود را کم یا زیاد میکند؟

7.        آیا با هیپنوتیزم میتوان فلج مادرزاد را درمان کرد؟

8.         آیا در حالت هیپنوتیزم روح انسان از بدن خارج میشود؟

9.        آیا میتوان در هیپنوتیزم با ارواح ارتباط برقرارکرد؟

10.    آیا جنگیران هم از هیپنوتیزم برای ارتباط با اجنه استفاده میکنند؟

11.    این هاله ای که میگویند در هنگام هیپنوتیزم از بدن خارج مشود چیست؟

12.    آیا واقعا ما به جز روح و جسم بدن دیگری به نام هاله اختری داریم؟

13.    چگونه مرتاض ها با هیپنوتیزم کردن خود آینده را پیشگویی میکنند؟

14.    تله پاتی چیست و چگونه میتوان افکار دیگران را خواند؟

15.    علم تاثیر بر اجسام و انتقال فکر به ذهن دیگران ، تله کینه سیس و تله پسیشی ، چگونه رخ میدهد؟

16.     آیا آینه بینها که با هیپنوتیزم دیگران غیب گویی میکنند واقعیت را میگویند؟

17.    چه ارتباطی بین علم دعانویسی یا همان جَفر با هیپنوتیزم وجود دارد؟

18.    آیا یوگی ها در حالت هیپنوتیزم نفس نمیکشند؟

19.    این درست است که یوگی های هند خود را غیب میکنند؟یا با نگاهشان قطاررا از حرکت باز میدارند؟

 

مراحل هیپنوتیزم

برای اینکه عمیقتر با این پدیده آشنا بشویم مروری داریم بر ساختارعملی هیپوتیزم :

اولین مرحله : یعنی شروع هیپنوتیزم حالتی شبیه چرت زدن ذهن شمارا فرا میگیرد ، امواج مغزی به حالت آلفا میروند و رخوتی وجود شما را فرامیگیرد که انگار درحال به خواب رفتن هستید اما حفظ تمرکز دراین مرحله موجب میشود برخلاف خواب وارد مرحله بعدی هیپنوتیزم شوید.

مرحله دوم : با بالا رفتن تمرکز و عمیق تر شدن هیپنوتیزم بدن شما رفته رفته کاملا ریلکس شده و احساس آرامش تمام وجودتان را در بر میگیرد بطوریکه در نهات بدن در حالت بیحسی کامل قرار میگیرد مانند زمانی که در حال بیهوش شدن هستید.

البته در این مقطع همانند بیهوشی زمان و مکان را هم کاملا فراموش میکنید اما باز هم با افزایش تمرکز حواس شما به مرحله سوم هیپنوتیزم وارد میشوید .

مرحله سوم : هوشیاری و آگاهی از محیط پیرامونمان رفته رفته کم میشود تا جایی که هیچ صدایی را نمیشنویم و با چشمان باز هیچ چیزی را نمیبینیم و به هیچ چیزی فکر نمیکنیم وهیچ فکری هم به مغرمان خطور نمیکند گویا روحمان از بدن خارج شده است و در واقع در این مرحله تنها چیزی که میبینیم میشنویم و حس میکنیم همان چیزی است که به آن تمرکز کرده ایم مثل عاشقی که در هر لحظه فقط به معشوق خود می اندیشد و بس .

این حالت را میتوان با نشئگی حاصل از مواد مخدر مقایسه کرد که لذت فوق العاده ای به شخص هیپنوتیزم شده میدهد البته برخلاف نشئگی حاصل از مصرف مواد مخدر که مضرات بیشماری از جمله خماری در پی دارد این حالت نه تنها مضر نیست بلکه از نظر علمی اثبات شده که برای بدن انسان بسیار مفید نیز میباشد ولذت آن همراه با بهبودی و سلامت است.

 

 

آرامش بخشی عضلات : relaxation

 

تکنیک‌های آرامش‌ بخشی عضلانی یا ریلکسیشن relaxation میتواند به شما کمک کنند آرامش پیدا کنید،با استرس مقابله کنید و حتی ناراحتی های روحی و نیز بیخوابی خود را رفع نمائید

تمام تکنیک های زیر را میتوانید تا انجا که مطلوبتان است ادامه دهید و این زمان در افراد متفاوت بوده و میتواند از ۱۵ تا ۶۰ دقیقه ادامه داشته باشد .

 

 

تکنیک آرامش ‌بخشی پیش رونده

» باید دراز بکشید و چشم‌هایتان را ببندید و بتدریج هر بخش‌ بدنتان‌ از پا تا سر را حس و آن قسمت ها را شل کنید ؛ برای شل کردن عامدانه هر قسمت بدن وقت بگذارید.

» پنجه‌ پاهایتان را سفت کنید، بعد عضلات را رها کنید و آنها را شل نمائید.

» در حالیکه چشم‌ها را بسته‌اید به پشت دراز بکشید و پنجه‌ پاهایتان را بسمت سرتان بگیرید و برای 10 ثانیه به همین حالت بمانید و بعد پنجه پایتان را شل کنید و این کار را تکرار کنید.

» تنفس عمیق انجام دهید و به پشت دراز بکشید و بدن‌تان را شل کنید ؛ از راه بینی به آرامی نفس بکشید ؛ ریه‌های‌تان را با هوا پر کنید ؛ هوا را نگهدارید و بعد به آرامی نفس ‌تان را رها کنید.

 

 

تکنیک تخیل هدایت‌ شده 

این روش میتواند کمک کند تا با تصور کردن مکان آرامش‌بخش خودتان را آرام کنید.

با چشم‌‌های بسته به پشت بخوابید،خودتان را در جاهای‌ مطلوب‌ که در آنجا احساس خوشحالی و آرامش میکنید تصور نمائید .

  

 

تکنیک گوش های خاموش 

باید با چشم‌های بسته به پشت دراز بکشید و دست‌هایتان را پشت سرتان بگذارید و آنها را شل کنید.

به آرامی شست‌های دست‌تان را به درون گوش‌‌هایتان فرو برید و تا زمانیکه صدای غرش جریان خون را در گوش های خود بشنوید ، حالا برای 15 دقیقه این کار را ادامه بدهید و بعد شست هایتان را از گوش‌هایتان خارج کنید و بدن خودتان را شل کنید.

 

 

آموزش انواع مدیتیشن


  مدیتیشن به روش های مختلفی انجام میگیرد و شما بسته به سلیقه خودتان میتوانید یک مورد را انتخاب کنید ؛ در ادامه انواع روش های انجام مدیتیشن معرفی شده است.   مدیتیشن تعمق ، مدیتیشن اصولی از نوع خارجی   این تمرین در اصل یادگیری نگریستن به چیزی به گونه ای فعال ، دینامیک و هوشیارانه اما بدون استفاده از واژه ها میباشد . شیئی را برای کار خود انتخاب نموده و در فاصله ای قرار دهید که بتوانید به راحتی آنرا ببینید ، بهتر است شیئی طبیعی باشد مانند یک تکه صدف دریایی یک قطعه سنگ یا شاخه کوچک . نباید از صلیب یا شعله آتش استفاده کرد زیرا باعث کندی پیشرفت در مدیتیشن میشود ، همچنین از چیزهایی که خاطراتی دارند و یا ارزش سمبولیک دارند استفاده نکنید . به ان شیء طوری بنگرید که گویا آنرا حس میکنید ، بهتر است اول آنرا لحظاتی با دست لمس کنید سپس به آن بنگرید . هر بار که متوجه شدید به مسئله دیگری می اندیشید دوباره برگردید و به نگریستن ادامه دهید . بگونه ای فعال ، دینامیک و هوشیارانه بدون استفاده از واژه ها همانطور که حس لامسه در موقع لمس اشیا بدون واژه آنها را درک میکند اما حس بینایی در موقع رویت اجسام تمایل دارد با زبان و کلمات آنرا بیان کند . این روش ، بستن چرخ ذهن به یک نقطه است و در موقع تمرین متوجه میشویم چقدر ذهن ما بی اختیار است و پیوسته در معرض توهمات قرار دارد . باید انتظار داشت که مدیتیشن هر بار با دفعه قبلی تفاوت داشته باشد یک تمرین خوب دلیلی برای پیشگویی خوبی مدیتیشن بعدی نمیباشد . جلسات شما میتواند خوب ، خسته کننده و یا حتی گاهی ناامیدکننده باشد . بطور کلی پس از تمرین مداوم متوجه میشوید تمرین های شما خوب یا بسیار خوب هستند و تمریناتی که خوب نیستند خسته کننده و کسالت آورند ؛ این نوع مدیتیشن گاهی بسیار خشک و مشکل و گاهی بسیار عالی است . برای دو هفته اول روزی دوبار هر بار ده دقیقه تمرین کنید یا حداقل هفته ای پنج بار و پس از دو یا سه هفته مدت تمرین را به پانزده دقیقه در روز و پس از یک ماه به بیست دقیقه در روز افزایش دهید و سپس در صورت تمایل آن را به مدت نیم ساعت در روز انجام دهید یا بطور کلی از برنامه تان حذف کنید .     مدیتیشن شمارش نفس ها ، مدیتیشن اصولی از نوع خارجی هدف این نوع مدیتیشن انجام کاری در زمانی مشخص است ، یعنی تنها کاری که انجام میدهید شمارش تعداد بازدم هاست . در این تمرین تلاش بر این است که حتی الامکان و بطور کامل فقط به تنفس توجه داشته باشید و در صورت پراکنده شدن افکارتان به آرامی باز به این فعالیت بازگردید تا وقتی افکار و ادراک شما آگاهانه باشد . با دقت شمارش را از عدد یک شروع کرده و تا عدد چهار ادامه دهید و سپس از یک شروع کنید ؛ وقتی احساس میکنید به شمارش یا هر چیز دیگر می اندیشید از مسیر اصلی منحرف شده اید زیرا باید به تنفس " بازدم " فکر کنید . در زمان انحارف فکرتان سعی کنید دوباره به آرامی به شمارش بازگردید و اگر احساس کردید که تنفستان تغییر کرده این هم میتواند یک فرار ذهنی باشد و باید بازهم خود را آرام به وضعیت عادی تنفس و شمارش بازگردانید . برای دو هفته اول روزی دوبار هر بار ده دقیقه تمرین کنید یا حداقل هفته ای پنج بار و پس از دو یا سه هفته مدت تمرین را به پانزده دقیقه در روز و پس از یک ماه به بیست دقیقه در روز افزایش دهید و سپس در صورت تمایل آن را به مدت نیم ساعت در روز انجام دهید یا بطور کلی از برنامه تان حذف کنید .     مدیتیشن حباب ، مدیتیشن اصولی از نوع درونی تصور کنید بسیار آرام و راحت در کف دریاچه ای با آبی زلال نشسته اید . میدانید که حبابهای بزرگ چقدر آرام تاسطح آب بالا می آیند ، اندیشه احساس و درک خود را چون حبابی در فضای دریا تصور کنید که از این فضا عبور کرده و از آن خارج میشود . برای کامل کردن این مرحله از پنج تا هفت ثانیه زمان لازم است ، وقتی فکر یا احساسی در شما پدید می آید در همین مدت به سادگی آنرا میبینید تا وقتی از آب گذشته و از فضای دید شما خارج شود . سپس تصور حباب دوم را شروع کنید و در همان مدت آنرا دنبال نمایید در پی کشف دنبال کردن یا همراهی با یک حباب نباشید تنها آنرا با این فکر ببینید که این چیزیست که من می اندیشم و احساس میکنم . اگر همان حباب چندین بار بالا آمد مدیتیشن را قطع نکنید با ادامه تمرین این مسئله برطرف میشود . اگر نمی توانید ارتباط بین حباب ها یا منشا افکار خود را ببینید نگران نشوید چون با ادامه دادن این اصول ذهنی این مسایل بر طرف میشود . اگر به نظرتان رسید که ذهنتان کاملا خالی شده بدانید این احساس خود حبابی بسیار خوب است . بجای تصور نشستن در کف دریاچه و حباب هوا میتوانید تصور کنید در چمنزاری نشسته اید و دودهایی که از اردوگاهی بر میخیزد را مینگرید ؛ همچنین میتوانید تصور کنید کنار رودخانه ای نشسته اید و گاهی الواری روی آب شناور میشوند . پس از آزمایش موارد بالا یکی از آنها را انتخاب و برای دو هفته اول ده دقیقه در روز و بعد از دو هفته آن را به روزی بیست دقیقه افزایش دهید و پس از یک ماه اگر آن را مفید دیدید زمانش را به نیم ساعت برسانید و در پایان این دوره تصمیم بگیرید که این روش را چگونه در برنامه مدیتیشن خود بگنجانید .     مدیتیشن تراودا ، مدتیشن اصولی ترکیبی از روش های درونی و خارجی  اساس این روش تعمق و تامل بر حرکات موزونی است که خود به خود در جسم ایجاد میشوند . مکان یا وضعیتی راحت را یافته دست های خود را روی سینه یا شکم قرار دهید ، بسیاری از افراد ترجیح میدهند این تمرین را به حال نشسته روی زمین انجام دهند اما نشستن روی یک صندلی راحت نیز مطلوب است . انگشتان خود را کاملا باز کنید بطوری که یکدیگر را لمس نکنند ، دستهای خود را هم باز کنید و حرکات سینه و شکم را که زیر انگشتان اتفاق می افتد کاملا حس کنید . فعالانه مشاهده و با قدرت بررسی کنید هرگاه حس کردید در حال تفسیر ادراک خود با استفاده از کلمات هستید متوجه باشید از اصول مدیتیشن منحرف شده و باید به آرامی دوباره خود را به جای اصلی بازگردانید ؛ همچنین اگر تغییری در حرکات تنفسی خود احساس کردید یا اندیشه شما به اتفاقاتی که در درونتان می گذرد کاملا متمرکز شد فورا به جای اولیه برگردید . اصولا تمام موارد شبیه به مدتیشن های قبل است با این تفاوت که به جای چشم از انگشتان و بجای شیء طبیعی از حرکات منظم جسم خود استفاده میکنید . دو هفته اول را با پانزده دقیقه در روز آغاز کنید پس از پایان این مدت در صورتی که حس کنید برایتان مناسب نیست آنرا بکلی قطع کنید و در غیر این صورت زمان آن را برای هفته سوم و چهارم به بیست و پنج دقیقه در روز افزایش دهید پس از یک ماه می توانید تصمیم گرفته و در صورت مفید بودن این روش آنرا در برنامه مدیتیشن خود مورد استفاده قرار دهید .     مدیتیشن نیلوفر هزار برگ ، مدیتشن اصولی از نوع خارجی در این تمرین شما به عنوان مرکز نیلوفر ، کلمه ، ایده یا تصویری را انتخاب میکنید . بهتر است برای اولین جلسه تمرین به مدت ده یا پانزده دقیقه واژه هایی چون گل ، عشق ، آرامش ، نور رنگ ، سبزه ، درخت یا خانه را انتخاب کنید تا احساس خوبی در شما ایجاد شود . پس از تمرینات زیاد از واژه هایی مانند عصبانی ، فریاد ، غم ، ضربه یا درد استفاده کنید ؛ در این صورت احتمال ناخوشایند بودن آنها به مراتب کمتر از این است که از ابتدا با چنین کلماتی تمرین کنید زیرا در استفاده از این کلمات گاهی احساس ترس و وحشت و نگرانی بوجود می آید . کلماتی مانند پوچ ، بیهوده ، هیچ حداقل تا بعد از بیست جلسه نباید مورد استفاده قرار گیرد تا دچار افسردگی و حالات ناخوشایند نشوید ؛ وقتی با این روش بخوبی اشنا شدید میتوانید هر واژه ؛ تصور یا ایده ای را به عنوان مرکز این گل انتخاب کنید . هرگاه واژه ای را بعنوان مرکز گل انتخاب کردید در مکانی آرام و راحت قرار گرفته و روی آن تامل کرده و منتظر بمانید ؛ در آن لحظه اولین کلمه در ذهن شما تداعی میشود ؛ اکنون به دو کلمه ای که با اولین گلبرگ با هم ارتباط یافته اند سه یا چهار ثانیه بیندیشید یا متوجه دلیل این تداعی میشوید یا خیر . در هر دو مورد کاری جز توجه مجدد به مرکز اصلی ندارید ؛ مسیر گلبرگ تداعی سه یا چهار ثانیه تفکر روی آن و رابطه آن در مرحله بعدی میباشد ؛ دوباره به کلمه اصلی برگردید و منتظر تداعی بعدی شوید و به این روش ادامه دهید ؛ این تمرین تداعی آزاد نیست چون همیشه شما به کلمه اصلی به عنوان مرکز نیلوفر باز میگردید و باز از همان جا شروع می کنید . اینجا این مدیتیشن را با یک سری تداعی های کوتاه نشان میدهیم ؛ به عنوان مثال من در مرکز گل کلمه نور را انتخاب میکنم اولین تداعی من خورشید است و من به مدت سه یا چهار ثانیه به رابطه نور و خورشید و رابطه بین این دو واژه می اندیشم و مفهموم این ارتباط را فهمیده دوباره به کلمه نور بازمیگردم . دومین تداعی من قرمز است به این دو کلمه سه یا چهار ثانیه فکر میکنم مفهوم ارتباط را درک و دوباره به کلمه نور باز میگردم . تداعی بعدی من تاریکی است آنرا فهمیده و پس از سه یا چهار ثانیه دوباره به کلمه نور می اندیشم . تداعی بعدی چتر است ارتباط بین نور و چتر را درک نمیکنم پس از سه یا چهار ثانیه به واژه نور برمیگردم . تداعی بعدی لامپ است این تداعی قابل درک است پس از سه یا چهار ثانیه به کلمه نور برگشته و تمرین را به این ترتیب ادامه میدهم . اینجا فکر شماست که تصمیم میگیرد چه چیزی را ناگهان تداعی کند ، در زمان انجام این مدیتیشن اگر به یک سری کلمات غیر قابل درک برخوردید بازهم پس از مدت کوتاهی مکث دوباره به واژه اصلی بازگردید ؛ مطمئنا این بار کلمات روشن تر و دارای ارتباط بیشتری خواهند بود . در صورتیکه این مدیتیشن را ادامه دهید مشاهده میکنید که بینش شگفت آوری از زندگی درونی خود بدست آورده اید ؛ هرچند این بصیرت بسیار خوب و مفید است اما نباید هدف اصلی مدیتیشن قرار بگیرد . پس از اینکه حداقل ده تا پانزده بار این تمرین را انجام دادید ممکن است حس کنید که این بینش بدست آمده در حل مسائل خاصی بسیار مفید است ؛ پس از کسب تجربه کافی میتوانید از این روش برای حل مسئله ای که با آن درگیرید استفاده کنید ، برای اینکار کافی است همان مسئله را به عنوان مرکز گل انتخاب کنید . این تمرین را با دو هفته اول به مدت ده دقیقه در روز شروع کنید برای هفته سوم و ماه اول آنرا به بیست دقیقه تا نیم ساعت در روز افزایش دهید و پس از پایان این مدت در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه مدیتیشن خود تصمیم بگیرید .     مدتیشن مانترا ( ذکر گفتن ( این مدتیشن بیشتر از انواع دیگر مورد استفاده قرار میگیرد ؛ در این روش کلمه ، عبارت یا جمله ای که مانترا مینامیم بصورت ذکر بارها خوانده میشود . مثل مانترای شرقی اوم یا جمله مسیحی خدایا کمکم کن و یا عبارت صوفیانه یاهو ؛ هدف اصلی انجام تمرین انجام فقط یک کار در زمانی مشخص است . اگر کسی مدعی شد میتواند مانترایی را که خاص شماست به شما بدهد یا بفروشد بدانید قصد فریبتان را دارد ، مانترا یا کلمه ذکر به این دلیل مفید است که شما آنرا بکار میبرید . با هر کلمه ای که راحتید شروع کنید ؛ یک جای آرام بیابید که بدنتان راحت باشد و بتوانید به راحتی تنفس کنید و شروع به ذکر نمایید و در صورت امکان با صدای بلند بخوانید البته تا آن حد بلند که باعث ایجاد تنفس شدید و عمیق نشود و در غیر این صورت به آرامی مانترا را بخوانید . در وقت تمرین فقط ذکر بخوانید و کار دیگری انجام ندهید در صورتی که فکر دیگری به ذهنتان رسید آنرا از ذهنتان خارج کنید و آهنگی برای مانترای خود یافته و با همان ریتم تمرین کنید . این تمرین را دو هفته اول با پانزده دقیقه در هر روز شروع کنید پس از دو هفته آنرا به بیست دقیقه و در صورتی که احساس خوبی از این مدیتیشن بدست می آورید به مدت نیم ساعت در روز افزایش دهید و پس از یک ماه میتوانید در مورد برنامه ریزی مدیتیشن خود با این روش تصمیم بگیرید .     مدیتیشن من کیستم؟ ، مدیتیشن اصولی از نوع درونی ما با درک عادی میتوانیم تنها به کیفیات چیزها پی برده و تازمانی که با این دید و توهم باقی بمانیم اشیاء را همیشه با همان استانداردها می بینیم و چیزهای دیگر را هم با مقایسه با این معیارها میسنجیم در حالیکه برای درک بینش و دیدن واقعی اشیاء مقایسه ای نباید انجام گیرد . این مدیتیشن روش مستقیم یا تحقیق از خود برای درک و شناخت جهان است ؛ این مدیتیشن از روش های دیگر مشکل تر است یعنی حداقل پس از چند ماه تمرین مداوم روزانه با مدیتیشن های اصولی قادر به انجام این روش میشوید . در این تمرین از خود می پرسیم من کیستم؟ و مرتب و سازمان یافته به هر سوال پاسخ میدهیم اگر پاسخ نام شماست باید به خود بگویید نه این نامی است که به خود داده ام . کسی که این اسم را دارد کیست؟ اگر پاسخ شما احساس یا درکی است مثلا در جواب من کیستم؟ بگوئید آدمی که احساس خستگی میکند پاسخ به خود چنین است نه احساسی است که من دارم . حال کسی که چنین احساسی دارد کیست؟ اگر پاسخ شما یادآور خاطره ایست مثلا بگویید من کسی هستم که ... پاسخ این است نه این خاطره ایست که من دارم . حالا کسی که این خاطره را دارد کیست؟ اگر پاسخ تصور یا تصویری است که از خود در ذهن دارید نه این تصویری است که از خود دارم . کسی که این تصویر را دارد کیست؟ اگر بنظرتان شخص یا تیپی به ذهنتان رسید به عنوان پاسخ پرسش میگویید نه این تفسیر از ایده ای یا خاطره ای است که دارم . ولی مفسر کیست؟ هر جوابی که بنظرتان میرسد باید بدین ترتیب پاسخ داده شود پس از هر پاسخ جستجویی پویا و فعالانه برای رد آن در ذهن شما آغاز میشود . در این مدتیشن استراحتی وجود ندارد و این تمرین باید بطور مداوم و با خشونتی متوالی برای یافتن پاسخ و رد آن انجام شود و پس از آن جستجوی بعدی و رد آن پاسخ ادامه یابد ؛ اصول این روش باید با دقت و جزئیات دقیق دنبال شود پاسخ ها و پرسش ها به روش فوق و در زمان حال بیان میشوند . این جستجو برای پیدا کردن ریشه اصلی و واقعی خود است که در پشت بسیاری خودهای دروغین و کاذب نهفته است و ما این چهره کاذب را به عنوان خود واقعی میشناسیم . وقتی برای تمرین آماده شدید ابتدا به مدت یک یا دو هفته روزی نیم ساعت آنرا انجام دهید در پایان این دوره در مورد تنظیم برنامه مدیتیشن خود با این روش تصمیم بگیرید . گاه ضمن تمرین پاسخی میابید که برایتان قابل قبول است ، در این صورت این تمرین را متوقف کرده و تا مدتی از روش های دیگر مدیتیشن استفاده کنید .     مدیتیشن حرکات صوفیانه برای انجام این حرکت به گروهی ۵ الی ۱۵ نفر نیاز میباشد ؛ این تمرین شامل حرکت و خواندن ذکر است . گنجاندن این روش در برنامه مدیتیشن خود باعث ایجاد تنوع میشود و جسم را هماهنگ و موزون میسازد . در این مدیتیشن شما و افراد گروه دایره ای را با دستهای قلاب شده در هم تشکیل میدهید ؛ بین هر دو نفر باید فاصله باشد اما نه تاحدی که باعث کشیده شدن دست ها شود . پاهای خود را به راحتی طوری قرار دهید که سنگینی شما روی زمین باشد و به آرامی به پشت تکیه داده و چهره خود را رو به آسمان بلند کرده دستها را بالا بگیرید و وقتی حس کردید در وضع راحتی نشسته اید با صدایی آهنگین بگویید یا حق اکنون تنه و سر و دستها را پایین آورده بطوریکه صورتتان مستقیما به سمت پایین و در وضعیتی راحت بوده با همان صدا بگویید یاهو ، سپس دستها و صورت را بطرف بالا بگیرید و بگویید یا حق و به همین ترتیب ادامه دهید این حرکات را ادامه دهید تا زمانی که سرعت و ریتم حرکت شما با دیگران یکسان شود . بسیاری از گروه ها این کار را بین ده تا پانزده مرتبه در هر دقیقه تکرار میکنند و این بستگی به پیشرفت کار گروهی شما دارد ؛ وقتی حرکات شما متناسب با حرکت گروه شد آنرا ادامه دهید . هدف آگاهی کامل از حرکت و ذکر است اگراین حرکات منظم باشد گروه مانند گلی در حال باز و بسته شدن بنظر میرسد . در این تمرین باید از وضعیت جسمانی خود آگاه باشید ؛ اگر کسی احساس میکند در جایی که نباید باشد قرار گرفته به آرامی دست دو نفری را که در کنارش نشسته اند به هم نزدیک میکند و دایره را مرتب میسازد و خارج میشود ، هرکس باید برای خارج شدن از گروه در صورت لزوم احساس آزادی کند در غیر این صورت تمرین نادرست است . این تمرین را ده تا پانزده دقیقه در حدود ده مرتبه انجام دهید تا جایی که احساس کنید گروه به انجام آن عادت کرده و هیچکس از این تمرین احساس ناراحتی و خستگی نمیکند . اگر همه چیز خوب پیش میرود میتوانید مدت آنرا تا نیم ساعت افزایش دهید ؛ آنچه در این تمرین اهمیت دارد این است که شما بتوانید هنگام خستگی از گروه جدا شوید . پس از مدتی قادر میشوید در این تمرین گروهی تنها به حرکت و ذکر بیندیشید و آگاهی از خود و جهان را با هماهنگی بین حرکات و صدای خود پیدا کنید ؛ اگر از این تمرین احساس خوبی دارید این راه بودن را نیز آموخته اید و از این پس میتوانید بدون احساس خستگی آنرا ادامه دهید .