هیپنوتیزم چیست ؟

دوستان عزیزم دراین فرصت میخواهیم راجع به شاخه ای از علم فراروانشناسی به نام هیپنوتیزم صحبت کنیم ، برای اینکه با مطلب مورد نظر بیشتر آشنا شوید ابتدا این سوالات را که ممکن است برای شما هم جالب باشد بخوانید :

1.        آیا ممکن است کسی که هیپنوتیزم شده از خواب بیدار نشود؟

2.        آیا با هیپنوتیزم میتوان کسی را مجبور به کاری کرد که اصلا دوست ندارد انجام دهد ، مثلا جنایت ؟

3.        آیا میتوان با هیپنوتیزم کردن جواهر فروشی دست به سرقت از آن زد؟

4.        آیا میتوانیم عملیاتی که بدن ما ناخوداگاه انجام میدهد مانند تنظیم قند خون با هیپنوتیزم کنترل کنیم؟

5.        چگونه بعضی افراد بدون بی هوشی تحت عمل جراحی قرار میگیرند و هیچ دردی حس نمیکنند؟

6.        چگونه کسی بدون هیچ رژیم غذایی و ورزشی فقط با هیپنوتیزم وزن خود را کم یا زیاد میکند؟

7.        آیا با هیپنوتیزم میتوان فلج مادرزاد را درمان کرد؟

8.         آیا در حالت هیپنوتیزم روح انسان از بدن خارج میشود؟

9.        آیا میتوان در هیپنوتیزم با ارواح ارتباط برقرارکرد؟

10.    آیا جنگیران هم از هیپنوتیزم برای ارتباط با اجنه استفاده میکنند؟

11.    این هاله ای که میگویند در هنگام هیپنوتیزم از بدن خارج مشود چیست؟

12.    آیا واقعا ما به جز روح و جسم بدن دیگری به نام هاله اختری داریم؟

13.    چگونه مرتاض ها با هیپنوتیزم کردن خود آینده را پیشگویی میکنند؟

14.    تله پاتی چیست و چگونه میتوان افکار دیگران را خواند؟

15.    علم تاثیر بر اجسام و انتقال فکر به ذهن دیگران ، تله کینه سیس و تله پسیشی ، چگونه رخ میدهد؟

16.     آیا آینه بینها که با هیپنوتیزم دیگران غیب گویی میکنند واقعیت را میگویند؟

17.    چه ارتباطی بین علم دعانویسی یا همان جَفر با هیپنوتیزم وجود دارد؟

18.    آیا یوگی ها در حالت هیپنوتیزم نفس نمیکشند؟

19.    این درست است که یوگی های هند خود را غیب میکنند؟یا با نگاهشان قطاررا از حرکت باز میدارند؟

 

مراحل هیپنوتیزم

برای اینکه عمیقتر با این پدیده آشنا بشویم مروری داریم بر ساختارعملی هیپوتیزم :

اولین مرحله : یعنی شروع هیپنوتیزم حالتی شبیه چرت زدن ذهن شمارا فرا میگیرد ، امواج مغزی به حالت آلفا میروند و رخوتی وجود شما را فرامیگیرد که انگار درحال به خواب رفتن هستید اما حفظ تمرکز دراین مرحله موجب میشود برخلاف خواب وارد مرحله بعدی هیپنوتیزم شوید.

مرحله دوم : با بالا رفتن تمرکز و عمیق تر شدن هیپنوتیزم بدن شما رفته رفته کاملا ریلکس شده و احساس آرامش تمام وجودتان را در بر میگیرد بطوریکه در نهات بدن در حالت بیحسی کامل قرار میگیرد مانند زمانی که در حال بیهوش شدن هستید.

البته در این مقطع همانند بیهوشی زمان و مکان را هم کاملا فراموش میکنید اما باز هم با افزایش تمرکز حواس شما به مرحله سوم هیپنوتیزم وارد میشوید .

مرحله سوم : هوشیاری و آگاهی از محیط پیرامونمان رفته رفته کم میشود تا جایی که هیچ صدایی را نمیشنویم و با چشمان باز هیچ چیزی را نمیبینیم و به هیچ چیزی فکر نمیکنیم وهیچ فکری هم به مغرمان خطور نمیکند گویا روحمان از بدن خارج شده است و در واقع در این مرحله تنها چیزی که میبینیم میشنویم و حس میکنیم همان چیزی است که به آن تمرکز کرده ایم مثل عاشقی که در هر لحظه فقط به معشوق خود می اندیشد و بس .

این حالت را میتوان با نشئگی حاصل از مواد مخدر مقایسه کرد که لذت فوق العاده ای به شخص هیپنوتیزم شده میدهد البته برخلاف نشئگی حاصل از مصرف مواد مخدر که مضرات بیشماری از جمله خماری در پی دارد این حالت نه تنها مضر نیست بلکه از نظر علمی اثبات شده که برای بدن انسان بسیار مفید نیز میباشد ولذت آن همراه با بهبودی و سلامت است.

 

 

هیپنوتیزم چیست ؟

 

دوستان عزیزم دراین فرصت میخواهیم راجع به شاخه ای از علم فراروانشناسی به نام هیپنوتیزم صحبت کنیم ، برای اینکه با مطلب مورد نظر بیشتر آشنا شوید ابتدا این سوالات را که ممکن است برای شما هم جالب باشد بخوانید :

1-آیا ممکن است کسی که هیپنوتیزم شده از خواب بیدار نشود؟

2-آیا با هیپنوتیزم میتوان کسی را مجبور به کاری کرد که اصلا دوست ندارد انجام دهد ، مثلا جنایت ؟

3-آیا میتوان با هیپنوتیزم کردن جواهر فروشی دست به سرقت از آن زد؟

4-آیا میتوانیم عملیاتی که بدن ما ناخوداگاه انجام میدهد مانند تنظیم قند خون با هیپنوتیزم کنترل کنیم؟

۵-چگونه بعضی افراد بدون بی هوشی تحت عمل جراحی قرار میگیرند و هیچ دردی حس نمیکنند؟

6-چگونه کسی بدون هیچ رژیم غذایی و ورزشی فقط با هیپنوتیزم وزن خود را کم یا زیاد میکند؟

7-آیا با هیپنوتیزم میتوان فلج مادرزاد را درمان کرد؟

8- آیا در حالت هیپنوتیزم روح انسان از بدن خارج میشود؟

9-آیا میتوان در هیپنوتیزم با ارواح ارتباط برقرارکرد؟

10-آیا جنگیران هم از هیپنوتیزم برای ارتباط با اجنه استفاده میکنند؟

11-این هاله ای که میگویند در هنگام هیپنوتیزم از بدن خارج مشود چیست؟

12-آیا واقعا ما به جز روح و جسم بدن دیگری به نام هاله اختری داریم؟

13-چگونه مرتاض ها با هیپنوتیزم کردن خود آینده را پیشگویی میکنند؟

14-تله پاتی چیست و چگونه میتوان افکار دیگران را خواند؟

15-علم تاثیر بر اجسام و انتقال فکر به ذهن دیگران ، تله کینه سیس و تله پسیشی ، چگونه رخ میدهد؟

16- آیا آینه بینها که با هیپنوتیزم دیگران غیب گویی میکنند واقعیت را میگویند؟

17-چه ارتباطی بین علم دعانویسی یا همان جَفر با هیپنوتیزم وجود دارد؟

18-آیا یوگی ها در حالت هیپنوتیزم نفس نمیکشند؟

19-این درست است که یوگی های هند خود را غیب میکنند؟یا با نگاهشان قطاررا از حرکت باز میدارند؟

 

مراحل هیپنوتیزم

برای اینکه عمیقتر با این پدیده آشنا بشویم مروری داریم بر ساختارعملی هیپوتیزم :

اولین مرحله : یعنی شروع هیپنوتیزم حالتی شبیه چرت زدن ذهن شمارا فرا میگیرد ، امواج مغزی به حالت آلفا میروند و رخوتی وجود شما را فرامیگیرد که انگار درحال به خواب رفتن هستید اما حفظ تمرکز دراین مرحله موجب میشود برخلاف خواب وارد مرحله بعدی هیپنوتیزم شوید.

مرحله دوم : با بالا رفتن تمرکز و عمیق تر شدن هیپنوتیزم بدن شما رفته رفته کاملا ریلکس شده و احساس آرامش تمام وجودتان را در بر میگیرد بطوریکه در نهات بدن در حالت بیحسی کامل قرار میگیرد مانند زمانی که در حال بیهوش شدن هستید.

البته در این مقطع همانند بیهوشی زمان و مکان را هم کاملا فراموش میکنید اما باز هم با افزایش تمرکز حواس شما به مرحله سوم هیپنوتیزم وارد میشوید .

مرحله سوم : هوشیاری و آگاهی از محیط پیرامونمان رفته رفته کم میشود تا جایی که هیچ صدایی را نمیشنویم و با چشمان باز هیچ چیزی را نمیبینیم و به هیچ چیزی فکر نمیکنیم وهیچ فکری هم به مغرمان خطور نمیکند گویا روحمان از بدن خارج شده است و در واقع در این مرحله تنها چیزی که میبینیم میشنویم و حس میکنیم همان چیزی است که به آن تمرکز کرده ایم مثل عاشقی که در هر لحظه فقط به معشوق خود می اندیشد و بس .

این حالت را میتوان با نشئگی حاصل از مواد مخدر مقایسه کرد که لذت فوق العاده ای به شخص هیپنوتیزم شده میدهد البته برخلاف نشئگی حاصل از مصرف مواد مخدر که مضرات بیشماری از جمله خماری در پی دارد این حالت نه تنها مضر نیست بلکه از نظر علمی اثبات شده که برای بدن انسان بسیار مفید نیز میباشد ولذت آن همراه با بهبودی و سلامت است.

 

عرفان و هیپنوتیزم


  در پست قبلی پیرامون هیپنوتیزم صحبت هایی شد و درجاتی از عمق هیپنوتیزم هم بیان شد ، درجات و فوائدی که از آنها بیان شد فوائد هینوتیزم ازدرجه علمی بود اما درواقع دو نگرش به هیپنوتیزم وجود دارد : نگرش غربی به هیپنوتیزم : که قدمت آن اززمان کشف آن توسط " مسمر " در صده هجدهم میلادی تاکنون بوده این پدیده یک شاخه از علم روانشناسی بوده و دارای درجات و فوائدی است که به همراه یعضی از کاربردهای آن با هم صحبت کردیم.   نگرش شرقی به هیپنوتیزم : یک نگرش فلسفی بوده و تاریخ کهنی دارد و در عرفان هندی این پدیده اززمان " بودا " ۲۵۰۰ سال پیش تاکنون مستند است و قدمتی به همین حدود نیز در تاریخ ایران دارد و پس از ظهور اسلام تمام عرفای مسلمان ایرانی نیز از این پدیده بسیار یاد کرده اند . عرفایی نظیر خیام - عطار نیشابوری - ابوسعید ابوالخیر و مولانا که عارف مشهور شرق و غرب میباشد ازاین حالات روحی مراقبه و جذبه به نام فلسفی هیپنوتیزم بسیارصحبت شده است. در پست قبلی از رازقانون جاذبه و ارتباط آن با هیپنوتیزم صحبت کردیم و شاید بتوان موفقیت در زندگی را هدف نهایی از نگاه علمی به هیپنوتیزم دانست درحالیکه از دیدگاه فلسفی هیپنوتیزم هدفی والاتر و درجاتی عمیقتر از آنچه بیان شد دارد. در عرفان شرقی مصداق این شعر معروف که حتما شنیده اید: ملاشدن چه آسان ،آدم شدن چه سخت است ... هدف انسان اززندگی رسیدن به کمال است واین کمال فقط عالم شدن نیست بلکه به مقام انسانیت رسیدن است و در واقع میتوان گفت کاربرد " هیپنوتیزم " نزد عرفا به مقام انسانیت رسیدن است و عجیب است که گاه از هدف چه دور میشویم ... عجیب است ما انسانها که برای کوچکترین کارهای خود دلیل و منطقی داریم و اگر کسی را ببینیم در حال انجام کار بیهوده ایست که دلیل برای آن ندارد اورا دیوانه مینامیم اما خودمان جواب مهمترین سوال در زندگی هر بشر را نمیدانیم ؛ این سوال که چرا زندگی میکنیم؟ زندگی کاری است که تمام وقتمان را به خود اختصاص داده و برای ادامه آن دست به هر کاری میزنیم . من معتقدم در روزگار ما یعنی قرن21، قرن ارتباطات و اطلاعات هنوز هم اگر از 95درصد انسانها از اقشار مختلف مردم سوال کنید: برای چه به دنیا آمده ایم و برای چه زندگی میکنیم؟ اکثریت پاسخ صحیح را نمیدانند !!! باور نمیکنید؟ همین الان امتحان کنید از دیگران این سوال را بپرسید: چرا زندگی میکنیم؟ ببینید عموما جوابی ندارند و یا جواب غلط میدهند مثلا میگویند: زندگی میکنیم به آرزوهایمان برسیم یا شاد باشیم یا وظیفه داریم و جوابهای بی ربط دیگر ... جالبتر اینکه اگر احیانا از 5 درصدی هم که جواب صحیح را میدانند و میگویند : ما به دنیا آمده ایم تا به کمال برسیم اغلب در همین حد کلی پاسخ را میدانند و این کلی گویی نمیتواند موثر باشد اینکه ما به کمال برسیم یعنی چه و اصولا کمال انسانی چیست ؟ برای اینکه بفهمیم هیپنوتیزم چگونه انسان را به درجات بالاتر انسانی سوق میدهد ابتدا سعی میکنیم این درجات را روشنتر ببینیم، این مطلب همچنین به عنوان تست انسان شناسی راه خوبی است تا بفهمیم در حال حاضر با توجه به افکار و رفتارمان درکدام درجه انسانیت قرار داریم و سپس به هیپنوتیزم از نگاه عرفا مینگریم تا بفهمیم چگونه با هیپنوتیزم میتوان انسانتر بود ...   کلاس یا درجات صعود انسانی  در اثر تمرینات یوگا و خود هیپنوتیزم درجه هوش،درک ،فهم،عقل وبطور کلی نبوغ و شخصیت و انسانیت مانیز ترقی میکند، همانطور که هرشخصی از کلاس اول ابتدایی شروع میکند و از نقطه نظر یادگیری بالا میرود و تا به مرحله لیسانس و فوق لیسانس و ... میرسد همینگونه تمرین و ورزشهای یوگا و خودهیپنوتیزم، کلاس به کلاس شعور و آگاهی ما را بالا میبرد. مراتب و طی درجات شعور وآگاهی تعاریف و تقسیم بندی های مختلفی دارد یکی از ساده ترین نگاه ها دیدگاه مکتب "گورجی اف_اسپنسکی " است که این مکتب که در مغرب زمین پیروان بسیار دارد و طی درجات شعور و آگاهی و عقل بشر را به هفت درجه یا کلاس تقسیم کرده است ...   درجات یا کلاس های بشر بشر کلاس اول : بشر کلاس اول یا بشری که شعور و هوشش هنوز درجه اول است،این بشر در درجه حیوانی است،من وتن خود را یکی میداند، حرکات و وظایف حیوانی را او دائما بر وظایف فکری و ذهنی او میچربد. برای او آموختن بر اساس تقلید یا احساسات حیوان پایه گذاری شده است و همه چیز راباید حفظ کند ، معلومات را باید به زور به او خوراند و تعلیمش داد و او نیز مانند طوطی هرچه آموخته باشد تکرار میکند .    بشر کلاس دوم : بشری که شعور و هوشش هنوز درجه دوم است و یک پله از بشر کلاس اول بالاتر است یعنی علاوه برغرائز حیوانی ، احساسات رشد کرده ای نیز دارد، چنین بشری تابع احساسات خود است .  تابع عقل ومنطق ، خوبی ، بدی ، زشتی و زیبایی نیست، یعنی به دنبال چیزی میرود که احساساتش بسوی آن کشش دارد مثلا معتاد میشود چون میل و احساس به مواد مخدر پیدا میکند.   بشر کلاس سوم : بشر درجه سوم بشری است که عقل و منطق او نیز رشد کرده است، استدلال میکند، تمیز و تشخیص میدهد،از کتاب ها استفاده میکند ،به کمک مطالعه و کتاب میتواند دانشمند شود. این مکتب معتقد است که تمام نوع بشر در هنگام تولد به طور غریزی در یکی از این سه درجه قرار دارند، و اگر بخواهند به درجه بالاتری ازهوش و ذکاوت و نبوغ بسند، باید شروع به تربیت نفس و مبارزه با هوی وهوس خود نمایند. بعبارت دیگر به کمک عرفان ،تصوف ،یوگا یا خود هیپنوتیزم خود را به کلاس یا درجه بالاتری از هوش عالی برساند.   بشر کلاس چهارم : بشر کلاس چهارم بشری است که شروع به تربیت نفس خود نموده و از طریق تمرکز فکر تاحدودی درجه هوش و نبوغش بالا آمده است ،ضمیر ناخوداگاهش در حال تمرکز یافتن است و میخواهد بر روی یک "من" متمرکز شود وسایر "من" ها یا تمایلات و شهوات مختلف و رنگارنگ را به دور بریزد.   بشر کلاس پنجم : بشر کلاس پنج یا درجه پنج به احدیت پیوسته، بعبارت دیگر به حالت دائما خودهیپنوتیزم درامده است . روشن بینی خاص وخارق العاده ای نسبت به بسیاری ازامور دارد، دانشش به حدکمال است،دانش غیر قابل تقسیم این شخص فقط دارای یک "من" غیرقابل تقسیم است و دانشی که دارد از خود نهاد اوست، اکتسابی از خارج و از کتب نمیباشد.   بشر کلاس ششم : بشر کلاس ششم به درجه ای از فهم،هوش، درک، روشن بینی ونبوغ رسیده است که همه قوای باطنی و شعور او مافوق فهم و شعور انسانهای معمولی است ولی هنوز برخی از صفاتش دائمی و سری نشده است ولی مراکز عالی تر در وجود او بکار افتاده است.   بشر کلاس هفتم : یا درجه هفت به حد اعلای تکامل رسیده، اراده ای آزاد دارد وآن "من" که در وجود اوست دائمی و پایدار وتغییر ناپذیر است. این بشر دارای دانش خارجی به همه چیز است وشعر " از عبادت نی توان الله شد . میتواند موسی کلیم الله شد " درباره این قبیل اشخاص کاملا صادق است، عرفای بزرگ، و یوگیهای بزرگ به آن درجه از خود ساختگی رسیده اند. انسانهای کلاس هفتم علاوه برتوانائی انجام کرامات، به آرامش به معنی واقعی رسیده اند، غم هیچ چیز را نمیخورند، هیچ یک از طوفان ها و گردبادهای بنیان بر انداز از حوادث و وقایع اجتماعی، آرامش آنها را برهم نمیزند واقع بین به معنی واقعی هستند، ظواهر فریبنده زندگی که عبارت از جاه وجلال ، شهرت وثروت وشهوت است آنها را فریب نمیدهد. برای بالاتر رفتن درجه هیپنوتیزم که مرحله ای از آن خروج روح ازجسم است تمرین های روحی بیشتری نیازاست در این خصوص باید به مقامات عرفا توجه کنیم و آنها رابشناسیم ...   طی طریق در عرفان ایرانی صوفیان هر عهد ، ترقی زندگی هر فرد را به سیر و سفر تشبیه کرده اند و از همه تشبیهات جامعتر است و صوفی که در طلب خدا پا به راه میگذارد خود را سالک و رهرو مینامد. سالک در طی طریق خود مراحلی را طی میکند که بزرگان صوفیه این مراحل را  "مقامات" مینامند که سالک در طی طریق میبایست این مراحل را بترتیب طی کند تا به وصول حقیقت یعنی "فنا فی الله" برسد و "بقاء الله" بیابد . عرفا مقامات را هفت شمرده اند و هر مقام پایه مقام بعدی محسوب میشود این هفت مقام عبارتند از:   توبه . ورع . زهد . فقر . صبر . توکل . رضا  توبه : گناه چیست ؟ درتمام عرفانها گناه کاری است که مضرحال است یعنی حال انسان را بدتر میکند و ثواب کاری است که حال انسان را بهتر میکند درون هر انسان یک چراغ راهنما به نام وجدان قرار داده شده و هر کاری که با وجدان در تضاد باشد و نفس لوامه ما را به صدا دراورد وانجامش درون ما یک جنگ درونی براه بیندازد. این همان استرس است که مانع رسیدن به یک تمرکز همیشگی است ؛ پس گام اول: آماده سازی روح برای آرامش مطلق است و در واقع توبه یعنی تصمیم گرفتن برای انجام ندادن خطاها ...   ورع : پس از انجام توبه و تصمیم به انجام ندادن اشتباه لازم است به تصمیم خود عمل کنیم "یحیی بن معاذ رازی " گفته : ورع ایستادن برحد علم است بی تاویل یعنی اینکه از این پس کاری که منجر به گناه شود نکنیم ... در عرفان حلال به کاری گفته میشود که مفید است و حرام به کاری که برای ما مضراست و این یعنی التزام عملی به تصمیم توبه ، البته انتخاب و یافتن راه درست از راه غلط به عهده خود ماست . از ان جهت که در قرن 21 ثابت شده درست و غلط یک امر نسبی است و به شرایط مختلف مثل موقعیت و زمان و دیدگاه بستگی دارد اجرای این امر در ابتدا سخت به نظر میرسد اما با پیشرفت در مراحل هیپنوتیزم و درک احوال رفته رفته ندای دونی ما بلند تر به گوش میرسد وشعور باطن راه را بهتر برای ما روشن خواهد نمود.   زهد : ورع ما را برای داشتن زهد مستعد میکند ؛ حب دنیا سرمنشاء هر خطایی است و از نگاه من زهد ، برخلاف میل و رغبت داشتن به لذایذ دنیوی نیست بلکه خلاف علاقه شدید است . کسی که عاشق ماشین است مانند یک سادیسمی یعنی کسی که از آزار دیگری لذت میبرد بیمار نیست اما زاهد هم نمیتواند باشد. از نظر من زهد خلاف طمع است اینکه شما علاقه داشته باشید ماشین داشته باشید اشکالی ندارد اما اگه علاقه داشته باشید 5 دستگاه ماشین درخانه داشته باشید با اینکه فقط یک عدد مورد نیاز شماست خلاف زهد است . هدف زهد متعادل کردن روح و فکر ماست چون توجه بیش از حد به هر قسمتی ازاین دنیا، بی توجهی به قسمت دیگری را در پی دارد مثلا" به کسی فکر کنید که در خانه اش یخچال ندارد ولی 3عدد لباسشویی دارد. کسیکه بیش از حد به کسب و کار خودتوجه میکند احتمالا از تفریح غافل میشود کسیکه بیش ازحد به پول می اندیشد روابط خانوادگی اش را از یاد میبرد و ... زهد میخواهد ما خدا را که مرکز دایره زندگی است، مرکز توجهات خودمان قراردهیم تا همه امور زندگی را به اندازه و درست موردتوجه قراردهیم نه بیش از حد لازم ... کسیکه به یک نقطه از این دایره خیره میشود حتما نقاط دیگر دایره را تار می بیند. به همین علت عرفا در " جذبه یا هیپنوتیزم " فقط بر روی خدا تمرکز میکنند نه خواسته های ضمنی دیگر مثلا تقویت حافظه چون معتقدند با نزدیکی به خدا و متعادل شدن روح همه نقائص پوشیده و ابعاد روحی تکامل میباید و مسلما حافظه هم بهتر میشود ...   فقر : درواقع فقر نداشتن نیست، متصل نبودن است ، از نظر من فقر دل نبستن به امور دنیوی است. بسیاری از کسانی که در هیپنوتیزم احساس میکند روح خود را از بدن خارج میکنند درواقع فقط دچار توهم ان حالات سومنامبولیستی شده اند یعنی فقط رویا دیده اند چون رویا مانند خروج از منزل میباشد ، کاری که هر روز شما انجام میدهید . اما خروج روح از تن مانند پیک نیک رفتن مستلزم برداشتن لوازم زیادی برای سفر میباشد و مقدماتی دارد، مراحل بالاتر آن را میتوان به اسباب کشی تشبیه کرد و میبایست تمام دارایی ات را از خانه تن خارج کنید پس گام اول برای خروج روح حضور دل است یعنی اینکه دلت با تو همراه باشد . حتما این شعر را شنیده اید که میگوید : " من در میان جمع و دلم جای دیگر است " ... گاهی ما سر کار خود هستیم اما دلمان توی کوچه پیش اتومبیلی است که امروز خریده ایم حالا روحی که یک تکه اش تو کوچه جا مانده چگونه میتوان از تن خارج کرد؟؟؟ حتما تکه های دیگر این روح هم در خانه ، مسافرت و یا مهمانی فردا شب است ... فرق انسانی که ماشین خود را وصله تن خود میداند و اگر خطی به آن بیفتد شب خوابش نمیبرد با کسی که ماشینش را امانتی نزد خود میداند، اینجاست که در اصطلاح عرفا دومی فقیر است ... نمیخواهم بگویم نباید به چیزهای مختلف توجه داشت و به آنها فکر کرد، میخواهم بگویم برای خروج روح نیاز دارید این فکر و توجه را در حال خود تماما" متمرکز کنید، باید یکپارچه خداخواه "داشتن روح متمرکز" بشوید و هیچ آرزوی دیگری در دل نداشته باشیدحتی به اندازه یک گوشه چشم "پرهیز ازتشویش روحی" . از نظر صوفیان فقر تنها به معنی توجه نداشتن به امور دنیوی محسوب نمیشود بلکه معتقدند عارف باید حتی میل به دنیای بهشت برین را هم از دل بشوید هر میل و رغبتی که دل را از خدا دور کند غیر خداست ... عرفا این انسان دست و دل شسته را از هر چه غیر خداست "درویش" مینامند که متاسفانه امروزه دراویش را از روی تیپ خاص با ریش و موی بلند و شرکت درمراسم مدیتیشنشان میشناسند و این دو خیلی به هم مربوط نیستند ...   صبر : صبر و انتظار یک حالت انفعال روحی نیست تسلیم در حال آمادگی دریافت میباشد . باید بدانید شما هنگامی که منتظر رخدادی هستید درواقع درحال انتشار امواجی هستید برای انجام آن رخداد و صبر یعنی اجازه ورود خواستن از جهان یعنی ایجاد هارمونی یک تکنواز یعنی خود شما با گروه موزیک یعنی پیکره هستی . صبر و تحمل ورزیدگی روح را برای انجام کارهای دشوار ایجاد میکند و کسیکه که تحمل ندارد ظرفیت موفقیت را هم ندارد . چگونه انتظار دارید کسیکه آمادگی پذیرش سرطان را ندارد بتواند بر بیماری سرطانش غلبه کند؟ چون کسی که میخواهد طعم چیرگی بر این بیماری را داشته باشد باید ابتدا جرات رویارویی با این بیماری را هم داشته باشد و کسیکه تحمل شکستهای بزرگ را ندارد نباید منتظر پیروزیهای بزرگ باشد ...   توکل : توکل یعنی وکالت دادن به خدا و انسان از دیرباز آموخته هر زمان که خود به تنهایی از عهده حفظ منافع خود بر نمیاید از دیگری که در امور مربوطه تبحر کافی را داشته باشد کمک بگیرد. هر انسان عاقلی میداند که نیروی بیکران و شعور لایتناهی حق تعالی از هر لحاظ با قدرت و آگاهی ما قابل مقایسه نیست و میداند که میتواند که درهر مرحله از زندگی سکان هدایت امور را به او واگذار کند و خود شاهد باشد که این وکیل توانمند کشتی ما را به زیبایی تا ساحل امن هدایت کند. مطئن باشید درهر کاری که به خدا توکل کنیم وعنان کار را بدون تامل و با اطمینان کامل به او بسپاریم درواقع راه را برای رخ دادن معجزاتی در جهت خیر و منافع خویش آماده کرده ایم و این گفته قران کریم را بیاد بیاورید که میگوید: خدا بهتراز آنچه فکرش را میکنید بسوی شما میفرستد ... در هیپنوتیزم هم باید هنگام خروج از دایره آگاهی نگرانی بازگشت و محافظت ازبدن را از یاد ببریم و این ممکن نیست مگر اطمینان و توکل به خدای بزرگ ...   رضا : رضایت داشتن بر آنچه خداوند مقدر میکند آخرین مرحله ورزش اخلاقی و تهذیب نفس است و این یعنی عاشق خدا بودن و و قلب خود را به او سپردن که هر چه او میخواهد و به من میدهد دراین زمان بهترین مقدرات است برای من . رضایت انسان را به درجه اعلاء تمرکز میرساند ؛ شاید فکر کنید رضایت داشتن از تمام چیزهایی که الان در زندگی خود داریم فقط نوعی فریب دادن خودمان است اما بد نیست بدانید از نظر علمی ثابت شده این اگر این احساس را داشته باشید بهترین تصمیم را درحال برای خود اتخاذ میکنید و بهترین امواج را به کیهان ساطع میکنید . فاصله رضایت شما از حالی که درآن هستید با فاصله ای که تصمیمات شما با بهترین تصمیم ممکن دارد برابر است و همانطور که بیاد دارید در راز قانون جاذبه هم گفتیم وقتی از حال خود رضایت ندارید امواج منفی شما باعث اتخاذ تصمیمات غلط و دوری از خواسته هایتان میشود ... رضا یعنی شادبودن دل در مقابل با تمام مشکلات مادی و معنوی، حتی مرگ نزدیکان نیز روحیه عارف را ازبین نمیبرد و این حالت روحی انسان را به درجه عالی تمرکز فکر میرساند. البته وقتی به توانایی خارج کردن روح ازبدن میرسیم با نگاهی که از بیرون به خودمان میاندازیم به درجه ای از درک و شعور میرسیم که همه چیز را عالی و سرجای خود ببینیم گویا از نگاه خدا به دنیا نگاه کنیم و اورا درک کنیم ...  

کاربرد خود هیپنوتیزم در ورزش

 

کاربرد اول : یک فرتبالیست که فردا مسابقه مهمی در پیش دارد میتواند امروز آن مسابقه را درحالت هیپنوتیزم تصور کند و در تصور خود از راه دور با شوت های قوی دروازه حریف را بگشاید این تمرین تخیلی آنقدر میتواند تکرار شود که شخص براحتی در بازی فردا با یک شوت دقیق دروازه حریف بگشاید ؛ لازم است بدانید کاملا اثبات شده که این تمرین تخیلی دقیقا همان تاثیر تمرین واقعی را دارد ، خصوصا اینکه مثالی که ذکر شد در تمامی ورزشها قابل اجراست ولی بالاترین ارزش آن زمانی مشخص میشود که ورزشکار قصد انجام کاری را داشته باشد که امکان تمرین آن وجود ندارد مثل کارهای سختی که بدلکاران سینما انجام میدهند مثل پریدن از بالای برج ایفل !

کاربرد دوم : اساس ورزش ها بر پایه تمرکز فکر و رسیدن به تمرکز فکر فوق العاده یا همان خود هیپنوتیزم استوار است و ورزشکار کوشش و تلاش میکند که هنگام عمل و احتیباج به این حالت در آید که دراین حالت استعدادی شگرف و خارق العاده پیدا کند ؛ در ورزشهای رزمی ورزشکار حتی جراحات وارده را نه حس کند و نه احساس درد دارد و محل جراحات ناشی از سلاحهای برنده به سرعت التیام میپذیرد.

کاربرد سوم : یکی از حالتهای خود هیپنوتیزم حالت کاتالپسی است که دراین حالت ماهیچه ها مانند استخوان سفت و محکم میشوند و در چنین حالتی است که هریک از اعضاء گوشتی بدن نیز به جسمی کوبنده و سلاحی کارامد در ورزشهای رزمی تبدیل میشود .

 

کاربرد خود هیپنوتیزم در دانش موفقیت

خودباوری و نشاط در زندگی : در نتیجه یادگیری فن ارزنده "رلکس" نیروهای مغز و روان آزاد میشود و شخص قادر خواهد بود با دید واقعی تری زندگی را بنگرد و تحملش در برابر تمام مشکلات بیشتر خواهد بود ؛ به کمک خودهیپنوتیزم شخص میتواند یاد بگیرد که جسم و روان خود را راحت و ریلکس یعنی بدون فشار نگه دارد و به این ترتیب شور و نشاط در او زنده میشود .

بیدار کردن استعدادهای خفته : بسیاری از جوانان هستند که دارای استعدادهای خفته ای میباشند و برخی دیگر نمیدانند که چه میخواهند یا برای چه کاری لیاقت و استعداد دارند ؛ جوانان به کمک خود هیپنوتیزم آگاه میشوند که چه استعدادی دارند و برای چه کاری ساخته شده اند و در زندگی چه کاری باید بکنند .

ترس از صحنه نمایش ، رادیو و تلوزیون : بطور کلی ترس از هر نوع صحنه ای که درآن جمعیت یا حالت خاص باشد بوسیله خود هیپنوتیزم از بین میرود ؛ سخنرانی در مجامع عمومی هنرپیشگان ، خوانندگان ، گویندگان رادیو و تلوزیون ، مجریان برنامه ها و تمام افرادی که هرنوع برخورد و گفتگویی با مردم و مقامات دارند ولی دچار ترس ، خجالت ، اضطراب و دلهره هستند ؛ انسان بوسیله خود هیپنوتیزم ناراحتی ها ، ترس ها و نگرانی های خود را به کلی رفع مینماید و مانند قهرمانی شجاع کارهای مربوطه خود را در حضور همه کس و در هر جا انجام میدهد .

ازدیاد مقاومت جسمی و فکری : خود هیپنوتیزم مقاومت جسمی و فکری و روانی شخص را اساسا" در مقابل همه مشکلات زندگی بطور خارق العاده ای زیاد میکند و بدین ترتیب شخص میتواند کارهای روزانه اش را حاصلخیز تر کند و در برخوردهای روزانه اجتماعیش شادتر و شادکامتر باشد و ریلکس بودن یکی از عوامل اساسی در پرورش استعداد مقاومت در برابر مشکلات زندگی است .

ثروتمند شدن با خود هیپنوتیزم : ثروتمند شدن عموما در ذهن ما معادل با موفقیت در زندگی است ؛ در اثر کوچکترین محاسبه ممکن است شکست بخورید ، ممکن است ورشکست بشوید یا ممکن است موقعیت مناسبی را از دست بدهید ؛ عادتهای بدبینی و فکری و نتیجه گیری غلط از تجربیات زندگی ممکن است شخص را همیشه عقب نگه دارد ؛ اگر علت ورشکستگی بسیاری از تجار بررسی شود ملاحظه خواهد شد که علت شکست در درون خود انها بوده است، بی احتیاطی ، عدم توانایی در پیش بینی های صحیح ، مدیریت غلط و اداره غیر عملی و ناصحیح سازمان ، تنبلی ، عادت به ولخرجی ، مخارج نابجا و کارها و برنامه ها را به موقع انجام ندادن است ؛ هیپنوتیزم قادر است به مرور همه این قبیل اختلالات و عوامل منفی و فکری و ذهنی را از بین ببرد و ناخوداگاه فرد را آنچنان راهنمایی کند که بدون اشتباه و لغزش بسوی ثرتمند شدن پیش برود.

راز قانون جاذبه و هیپنوتیزم : اگر فیلم راز(secret) را دیده باشید متوجه میشوید که سخت ترین کار برای بدست آوردن موفقیت و عمل به قانون جاذبه مرحله باور چیزی است که میخواهیم اتفاق بیفتد درحالیکه هنوز رخ نداده است ؛ این کار با هیپنوتیزم بسیار ساده رخ میدهد چون شما خود را به حالت هیپنوتیزم میبرید و در آن زمان هر چه را میخواهید اتفاق بیفتد تجسم کرده و به خود تلقین میکنید که رخ داده است ضمن اینکه نیروی مزاحم تعقل که مانع باور تخیلات ما میشود در این حالت از کار افتاده و مزاحم کار شما نمیشود ، همچنین آرامش زیاد اصلی ترین عامل موفقیت و داشتن حال خوب که پایه اول موفقیت است را با هیپنوتیزم براحتی دردسترس است.

 

مراقبت از پاها ، پل ارتباطی با زمین

 

 

پا را قلب دوم گفته اند ، پاها ريشه های ما هستند و ما را به زمين وصل میکنند و ما با کمک پاهای خود انرژی زمين را دريافت میکنيم و بارهای اضافه ذهن خود را از طريق آنها به زمين میفرستيم.

نظر به اهميت اين موضوع در اينجا دستوری برای مراقبت از پاها آورده میشود که با کمک اين دستورات میتوانيد از پاهای خود مراقبت و از بروز بيماری های مختلف در آنها پيشگيری کنيد.

» پاهای خود را در يک تشت آب گرم قرار دهيد و حرارت آب حدود 40 درجه باشد.

» پاهای خود را برای مدت ده دقيقه در آب گرم بگذاريد تا پوست آن نرم شود ، میتوانيد در داخل آب قدری شامپوی بدن اضافه کنيد.

» بعد از نرم شدن پوست پاها با کمک يک سنگ پا بافتهای مرده را از آن جدا کنيد و برای اين منظور از يک سنگ پای سوراخ درشت برای پاشنه پا و از سنگ پای سوراخ ريز برای بقيه قسمتهای پا استفاده کنيد ، چند بار پاهای خود را در تشت فرو ببريد تا بافتهای مرده ای که تراشيديد از پوست جدا شود ، اگر مدتها است که به پاهای خود رسيدگی نکرديد، احتمالاً ترکهای مختلفی در پوست پا وجود دارد که باعث شکنندگی پوست پا میشود.

» مواظب باشيد موقع کار کردن، پوست را عميقاً برنداريد تا باعث خونريزی و بعداً عفونت شود ، در اين مواقع بايد طی چند جلسه حمام دادن پوست و بافتهای مرده را جدا کنيد.

» بعد از اين قسمت نوبت به ناخن ها میرسد ، ابتدا کناره های ناخن ها را از نظر جرم و کثيفی پاک کنيد سپس با ناخن گير آنها را کوتاه کنيد.

» دقت کنيد با توجه به نرم شدن ناخن ها، آنها را زياد از حد نگيريد ، بايد يک تا دو ميلی متر پوست جلوتر از ناخن وجود داشته باشد و از طرفی ناخن نبايد آنقدر بلند باشد که از حد بيرونی انگشت خارج شود ، اگر لبه های ناخن تيز است با کمک سوهان آن را شکل دهيد و صاف کنيد.

» پاهای خود را زير آب جاری بشوييد و خوب خشک کنيد ، به بافتهای بين انگشتان توجه کنيد ، بين انگشتان را با کمک دست بماليد تا پوست های اضافه از اين قسمت برداشته شود ، ناحيه بين انگشتان را از نظر وجود ترک های احتمالی و شکاف در پوست آن بررسی کنيد.

» بسياری از عوامل عفونت زا از جمله قارچ ها در شکاف پوست بين انگشتان مخفی میشوند ، اگر با مورد مشکوکی برخورد کرديد به دکتر مراجعه کنيد زیرا برخی از عفونت های قارچی بسيار خطرناکند.

» بعد از اين قسمت روی پوست پاها مقداری کرم بماليد تا خشکی ناشی از شستشو را جبران کند و سپس برای مدتی پاهای خود را در ارتفاع بالاتر از بدن قرار دهيد.

» اين دستور را هفته ای یکبار انجام دهيد تا اثرات ان را در تمام روح و جسم تان مشاهده نمائید.

 

هیپنوتیزم و راز قانون جاذبه

 

 

اگه شما از اون دسته افرادی هستید که هنوز فیلم راز (secret) رو ندیدید و کتابش رو هم نخوندید به شما پیشنهاد میکنم 100% این فیلم یا کتاب رو تهیه کنید و من به شما قول میدم شما بعد از آن همیشه ازمن سپاسگذار خواهید بود !

این فیلم تا بحال پرفروشترین فیلم روانشناسی درکل دنیا بوده و به شما راز بکاربردن قانونی رو یاد میده که تا بحال انسان های موفق برای رسیدن به موفقیت هاشون در زندگی بکار میبردند .

اما اگه شما این فیلم رو دیدید ولی به هر دلیلی این قانون رو اجرا نکردید یا شاید نتونستید بطور صحیح اجراء کنید و حتی دلسرد شده اید و باخودتون فکر کردید این قانون همیشه صادق نیست، میخوام بهتون بگم حتما این مطلب رو بخونید چون مشکلات اجرای صحیح رو بهتون گوشزد میکنه و کمکتون میکنه بتونید این قانون رو درست اجرا کنید و به آرزوهاتون از این راه برسید .

همینطور اگه شما از اون دسته افرادی هستید که این فیلم رو دیدید و تونستید با اجرای این قانون به اهداف مورد نظرتون برسید با خوندن این ایمیل یاد میگیرید راه سریعتر و صحیح تری برای رسیدن به آرزوهاتون بیابید .

 

مرور سریع رازقانون جاذبه : ابتدا ببینیم این راز بزرگ زندگی چیست؟ این رازی است برای همه ، هر آدمی در هر زمانی از تاریخ در هر نقطه از این جهان پهناور با هر شرایط عام و خاص انسانی و در هر جامعه ای با هر سلیقه و گرایشی میتونه با استفاده از این راز به آرزوهای خودش برسه .

رازی برای همه که همه موفقیت ها را هم در برمیگیره ،شاید بشه اونو راز خوشبختی بنامیم چون هر چه که آرزو دارید با این راز بدست می آورید شادی، سلامت و ثروت .

انون جاذبه یکی از مهمترین قوانین کائنات است وکائنات بر پایه این قانون ساخته شده و مهم نیست شما کی هستید ، در چه برهه ای از زمان ،کجایید و چکار میکنید؟ چون به هر حال درهرجا از این جهان هستی باشید با یک نیروی بیکران کار و زندگی میکنید .

 

نیروی تحت امر قانونی به نام قانون جاذبه : وقتی به اطراف خودتون نگاه میکنید چیزهای زیادی رو می بینید که عوامل مختلفی باعث بوجود اومدن اونها در اطراف شما شده اند اما این قانون میگه در نهایت تمام چیزهایی درزندگی شما وارد میشه شما خودتون اون رو به زندگی خود جذب کرده اید میپرسید چطور؟؟؟

توسط واقعیت ذاتی تصاویری که شما در ذهن دارید و به آن فکر میکنید و در واقع هرچیزی که شما بیشتر به اون فکر کردید و روی اون تمرکز کردید شما به زندگی خودتون دعوتش کردید !

ساده ترین مثال برای این موضوع غول چراغ جادوست ، هر چیزی رو که روی اون تمرکزکنید بزودی در کنار خودتون می بینید و این اصل در کوتاهترین جمله به اینصورت بیان میشه : افکار تبدیل میشوند به حوادث .

اما این یک قانونه ثابته ما میخواهیم روش استفاده از این قانون رو باهم بررسی کنیم و راه حل عملی که در کتاب راز ارائه میشه رو باهم گام به گام مرور میکنیم.

 

روش کاربرد قانون جاذبه برای موفقیت : برای اینکه دقیقا متوجه نحوه اجرای کار بشید حتما قبل از مطالعه بقیه متن و همین حالا ، یک هدف برای خودتون در نظر بگیرید .

این هدف هر چیزی میتونه باشه : مثلا شفای یک بیماری که در بدنتون دارید ، یا ازدواج با همسر ایده آلتون ، یا بدست آوردن شغل مورد علاقتون ، پیداکردن مقدار زیادی پول  ، خلق یک اثر هنری فوق العاده ، یا هر آرزوی دیگه که واقعا تو زندگی دارید حتی اگه به نظر غیر ممکن باشه و رخ دادن اون یک معجزه به حساب بیاد !!! حالا اگه هدفتون رو دقیقا مشخص کردید با هم مراحل اجرای کار رو پی میگیریم ...

 

گام نخست : تمرکز : باید هدف خودتون رو با دقت ترسیم کنید و روی اون هدف تمرکز کنید و دقیق اون رو ببینید و مشخصا بخواهید که حتما به اون هدف برسید .

 

گام دوم : تصور : اینکه اون رو تصور کنید که رخ داده یعنی خودتون رو در حالتی که به اون آرزوتون رسیدید ببینید نه اینکه درحال انتظار رخدادنش هستید یا فکرکنید حتما رخ میده بلکه باید دقیقا تصور کنید که اون واقعه مورد نظر در زندگی شما رخ داده مثلا خودتون رو درکنار اون آرزوتون ببینید .

اگر آرزوی شماموفقیت در کنکورباشه باید خودتون رودر حالی که در رشته مورد علاقتون در دانشگاه درس میخونید ببینید و این تصور رو باید بادقت وضوح خیلی بالا ببینید ( نگران نباشید ، با تمرین میتونید این تصاویر رو واضح تر ببینید ) .

 

گام سوم : باور : باید چیزی رو که در تصورتون دیدید باور کنید که رخ داده نه اینکه قراره رخ بده ، نباید دیگه به نحوه رخ دادنش فکر کنید ، سعی نکنید با فکر به اطمینان برسید که رسیدن به این آرزوتون مثلا قبولی شما تو کنکور تو آسمونها نوشتن بلکه ایمان داشته باشید که اتفاق افتاده .

اگراین 3 گام رو درست انجام بدید در واقع شما سفارشتون رو به کائنات دادید و ازاین به بعد تنها کاری که باید انجام بدید اینه که هزینه عملی شدن این آرزوتون رو به کائنات پرداخت کنید تا اون آرزوتون رو به واقعیت بدل کنه .

 

گام چهارم : داشتن احساس خوب : حس خوب و عالی داشتن همون هزینه ایه که شما باید به کائنات بدید که شما رو به آرزوتون برسونه .

به عبارت بهتر میدونید که خدای خالق آسمان وزمین که بی نیاز مطلقه به گفته انبیاء عاشق شماست وبرای اینکه شما رو به آرزوهاتون برسونه فقط بابت هزینش ازشما مثل هر عاشق دیگه خواستار شادی دل شماست و ازتون تقاضای ذوق و لبخند داره نه چیزی بیشتر .

پس با هر لحظه شادمانی و احساس شعف شما در واقع دارید مبلغی رو برای عملی شدن آرزوهاتون کائنات پرداخت میکنید و به محض اینکه به اندازه کافی این حس خوب رو به کیهان بدید سفارش شما حاضر و آماده در اختیارتون خواهد بود و البته یادتون باشه اگه حس منفی مثل ناراحتی ، عصبانیت و... هم به کائنات ارسال کنید در واقع انگار مبلغی از پول پرداختیتون رو که دادید پس گرفتید !

مثلا امروز که این سفارش رو به کائنات دادید اگر فردا از صبح تا شب حال خوبی داشتید یعنی کلی از هزینه اجرای این خواسته تون رو پرداخت کردید و بر عکس اگه فردا حالتون بد باشه و حس منفی به دنیا انتقال داده باشید درواقع شما در حساب ، کلی هم به کیهان بدهکار شدید و منتظر باشید که از اون آرزو دور بشید .

 

گام آخرآماده و منتظر دریافت باشید: این گام آخر رو هم باید درست بردارید .

باید بدونید که وقتی شما سفارشی به کائنات میدید اون سریعترین و نزدیکترین و بهترین راه رو برای خلق رویای شما پیدا میکنه اما مشکل اینجاست که عقل حسابگره و میخواد راه منطقی همه چیزو پیدا کنه واین باعث میشه که همیشه بخواد رفتار ما رو با منطق خودش توجیه کنه .

درواقع به همین خاطر هم هست که درزندگی ما معجزه ای رخ نمیده چون عقل مانع رخدادن معجزات میشه .

مثالا" وقتی شما میخواهید باور کنید که به آرزوتون میرسید و آرزوی شما شفای پاهای خدایی نکرده فلجتونه عقل سریعا میخواد راههای ممکن رو حدث بزنه و وقتی بیاد حرف دکتر میافته گه گفته تو هرگز نمیتونی راه بری عقل شما مثل یک دشمن مانع باوری اون آرزوی ارزشمند شما میشه و شما را از داشتن همچین آرزویی منع میکنه و یاس و ناباوری رو در دل شما میکاره و خیلی محترمانه میگه این که نشدنیه وشما رو منصرف میکنه .

همینجاست که قدرت خودمون رو بجای قدرت خدادرنظر میگریم و فراموش میکنیم خدای با قدرت لایتناهی میتونه در چشم به هم زدنی جهان رو کن فیکون کنه .

در حالیکه این راز به ما میگه اصلا به شما مربوط نیست چگونه این اتفاق رخ میده شما فقط باید به کائنات سفارش بدید یعنی آرزو کنید بخواهید نه اینکه خودتون درتلاش باشید راه رخدادن اون آرزو رو محیا کنید ، درواقع تنها وظیفه شما در این مرحله اینه که آماده دریافت سلامتی کامل باشید.

مشکل ما اینجاست که عقل در واقع راههای ممکن رو همون راههایی میدونه که خودش میتونه با نیروی شما به اون دست پیدا کنه در حالیکه ما به کمک راز از یک نیروی بیکران برای رسیدن به اهدافمون بهره میگیریم نه نیروی محدود خودمون .

در نهایت اگر ما ایمان قویتری داشته باشیم و بدونیم مشکل ما برای خودمون خیلی بزرگه نه برای خدا و بتونیم باور کنیم هر چیزی ممکنه رخ بده حتی اگه قبل از وقوع اصلا به عقل ما خطور نکنه مطمئنا به زودی نتیجه اعتماد به ایمانمون رو می بینیم و باز هم ایمان قویتری پیدا میکنیم  .

این خلاصه ای بود از نحوه بکار بردن قانون جاذبه برای رسیدن به موفقیت و اما حالا میخواهیم ببینیم ازهیپنوتیزم چطور میتوانیم در اجرای بهتر قانون جاذبه کمک بگیریم ...

  

هیپنوتیزم و کاربرد آن دراجرای راز قانون جاذبه

یایید از روی همین پنج گامی شرح داده شد به مشکلاتی که در مسیر اجرای ما ممکن است پیش بیاید توجه کنیم و ببینیم هیپنوتیزم چگونه به کمک ما میاید تا از پس این مشکلات بر بیاییم .

 

گام اول تمرکز : در حالت عادی برای شما تمرکز کردن شاید کار سختی باشد و شاید هم راحت ، اما همان طور که میدانید با هیپنوتیزم ما به تمرکز فوق العاده ای میرسیم که اولین گام موفقیت در هر کاری محسوب میشود .

 

گام دوم تصور : تصور و تخیل هم میدانید که در حالت عادی خیلی ساده نیست ولی ما میتونایم تخیل خودمان را با هیپنوتیزم به حد اعلاء خودش برسانیم چون هیپنوتیزم قوه تخیل را به بالاترین کارایی خودش میرساند .

 

گام سوم باور : اگر تا این مرحله هیپنوتیزم فقط راه را هموارتر میکرد اما در این مرحله هیپنوتیزم میتواند مثل یک ناجی برایمان عمل کند .

چون مشکلترین گام دراجرای قانون جاذبه مساله باور چیزی است که رخ نداده درحالیکه میخواهیم تصورکنیم رخ داده و این معمولا مهمترین سد پیش روی ماست و اغلب افراد از همین مرحله است که یا از ادامه اجراء منصرف میشوند یا به بیراهه میروند و نمیتوانند به هدفشان برسند .

مثلا با توجه به همان مثال باید تصور کنید پاهای سالمی دارید درحالیه که پا درد دارد و به شما فشار میاورد و این واقعیت و گریزناپذیر است !!

یا اینکه در حالیکه شدیدا از نداشتن یک شریک زندگی رنج میبرید باید تصور کنید و باور کنید همسر رویاهایتان را در کنار خود دارید

خوب واقعا این کار در زندگی عادی اصلا کار ساده ای نیست و این دقیقا همان چیزی است که هیپنوتیزم به شما میدهد چون فقط در حالت هیپنوتیزم میتوناید تصور کنید بودن چیزی را که در وجود خارجی ندارد و این دقیقا ارزش آموختن هیپنوتیزم را برای رسیدن به آرزوهایمان روشن میکند .

 

گام بعدی انتشار احساس خوب : ما در زندگی عادی وقتی مشکلی داریم و چه بسا این مشکل آنقدر حالمان را بد کرده که حتی حس حرف زدن راجع به خوبیها هم برایمان مشکل است و دیگر نمیتوانیم حس خوبی داشته باشیم اینجا هم هیپنوتیزم کارایی خودش را به ما اثبات میکند

چون باید بدانید با ورود به حالت هیپنوتیزم ما از همه احساسات تهی میشیم و حال بدمان را از یاد میبریم و در پایان هیپنوتیزم میتوانیم حس خوب را به خودمان القاء کنیم .

مثلا میتوانیم بر روی یک خاطره شیرین متمرکز شویم و آنچنان این حس خوب را درخودمان تقویت کنیم که تمام وجودمان مملو ازاین حس کم نظیر بشود و در اصل با هیپنوتیزم توانستیم حال بد خود را به حال خوب تبدیل کنیم .

 

گام نهایی دریافت : مشکلی که ما درهنگام دریافت داریم و مفصل راجع به ان صحبت کردیم این بود که عقل توجیه گر امکان باور چیزی که رخ نداد را به ما نمیدهد و همچنین ما را از باور چیزی که رخدادنش را نمیتواند توجیه کند برحذر میکند .

اتفاقی که در عالم هیپنوتیزم می افتد این است که این نیروی مخالف عقل مثل حالت رویا کاملا تعطیل میشود و ما به راحتی هر آرزویی را میتوانیم تصور و باور کنیم

درحالت هیپنوتیزم تصور به وقوع پیوستن آرزوها ساده وامکان پذیر است و درواقع هیپنوتیزم ما را آماده میکند تا هر رویداد خوب و دلخواهی در زندگی را بپذیریم.

آیا فکرنمیکنید کسانی که درتاریخ از انها به عنوان جادوگر نام برده شده کسانی بوده اند که هم هیپنوتیزم را بلد بوده و هم از راز قانون جاذبه مطلع بودند ؟؟؟